جغرافیای پنجم

ادامه نوشته

غذاي روز و شب هاي امتحان

مصرف مواد غذايي پروتئيني در دوران امتحان موجب عملكرد بهتر مغز مي ‌شود. احمد رضا درستي مطلق، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، گفت: مصرف مواد غذايي حاوي پروتئين در طول روز و وعده‌ هاي ناهار و شام موجب عملكرد بهتر مغز مي‌ شود.

مصرف آب و مايعات فراوان در طول روز نيز موجب شادابي و افزايش قدرت يادگيري مي ‌شود.

در هنگام مطالعه و درس خواندن، اغلب دانش ‌آموزان احساس گرسنگي و خستگي دارند و مصرف ميان وعده ها براي كارايي بهتر مغز، از اهميت بيشتري برخوردار است.

پيشنهاد مي ‌شود كه دانش ‌آموزان در دوران امتحان در طول روز هر 2 ساعت

بسياري از دانش ‌آموزان روزهاي پيش از امتحان را تا حد امكان به مطالعه مي ‌پردازند و تصور مي ‌كنند كه غذا و استراحت مانع مطالعه مي ‌شود، در صورتي كه با تغذيه ي صحيح مي ‌تواند بازده فكري را افزايش دهد.

بهتر است در زمان كار يا مطالعه، غذا مصرف نشود و براي اين كار زمان خاصي را در نظر بگيريد تا با آرامش بيشتري غذا مصرف شود.

غذاهاي نشاسته ‌اي مانند ماكاروني، برنج و نان به دليل تأثير در كيفيت خواب، در شب امتحان مفيد است.

در روز امتحان نيز نيم ساعت قبل از شروع امتحان يك ماده قندي مصرف شود.

ميان‌ وعده مصرف كنند كه مي ‌تواند مغز پسته، فندق، بادام، گردو، كشمش، بادام زميني، چند عدد بيسكويت، شير يا ميوه و آب ميوه، كمي‌ نان و پنير كم چرب باشد.

وقت اضافی برای خدا

 

لطفا تا آخرش بخونید :

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد
می‌گذره!
چقدر خنده داره
 
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید
می‌ریم کم به چشم میاد!

 
چقدر خنده داره

که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت 
 می‌گذره!

 
  چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما
وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! 
    
چقدر خنده داره

که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو
پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت
می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!
 

     چقدر خنده داره

که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان
دنیا آسونه!

چقدر خنده داره

که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف
نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما
بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره

که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به
بهشت برن!

چقدر خنده داره

که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که
در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر
در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!
    
خنده داره

اینطور نیست؟
        
دارید می‌خندید؟
 
یا دارید فکر می‌کنید؟
     
این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود
پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
 
این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

مــردان معـــروف جــهان قــبل از معــروف شــدن چه کاره بـوده اند ؟

آدولف هیتلر………… ……… …دیکتاتور آلمان………… ……… ……… …. نقاش پوستر
آلبرت انیشتن………… ……… .. فیزیکدان………… ……… ……… …. …… منشی اداره ثبت
الویس پریسلی………… ………خواننده… ………… ……… ……… ……… راننده کامیون
او هنری………… ……… …….نویسنده ………… ……… ……… ……… .. گاوچران
جرالدفورد ………… ……… ….رئیس جمهور آمریکا………… ……… …… مانکن لباس مردانه
جوزپه گاریبالدی………… ……انقلابی ایتالیایی………… ……… ……… … ملوان
جیمی کارتر………… ……… ..رئیس جمهور آمریکا………… ……… …… بادام کار
رونالد ریگان………… ………رئیس جمهور آمریکا………… ……… ……. هنرپیشه سینما
شون کانری………… ……… . هنرپیشه سینما………… ……… ……… …. بنا و راننده کامیون
کلارک گیبل………… ……… ..هنرپیشه سینما………… ……… ……… …. چوب بر
ویلیام فالکنر………… ……… …نویسنده ………… ……… ……… ……… نقاش ساختمان
گاندی………… ……… ……… .رهبر فقید هند………… ……… ……… …. وکیل دادگستری
جرج واشنگتن………… ……..اولین رئیس جمهور آمریکا………… …….. کشاورز
نادرشاه افشار………… ………موسس سلسله افشاریه………… ……… ….. پوستین دوز
یعقوب لیث………… ……… ….سرسلسله صفاریان………… ……… ….. رویگر
امیر اسماعیل سامانی…………سرسلسله امرای سامانی………… ……… .. ساربان
آلپتکین………… ……… ……… سرسلسله غزنویان………… ……… …… غلام زر خرید
فرخی سیستانی………… …….شاعر مشهور ایران………… ……… ……. کارگر کشاورز
پاندیت نهرو………… ……… .نخست وزیر هند………… ……… ……… .. وکیل دادگستری
موسولینی………… ……… …. دیکتاتور ایتالیا………… ……… ……… .. روزنامه نویس
ساموئل مورس………… …….مخترع آمریکایی………… ……… ……… . نقاش
جک لندن………… ……… ……نویسنده آمریکایی………… ……… ……. کارگر کشتی
آلبر کامو………… ……… …..نویسنده فرانسوی………… ……… ……… معلم
ریچارد نیکسون………… …..رئیس جمهور آمریکا………… ……… …… وکیل دادگستری
آبراهام لینکلن………… ……..رئیس جمهور آمریکا………… ……… …. هیزم شکن
گی دو موپاسان………… ……نویسنده آلمانی………… ……… ……… …. کارمند دریا داری
چارلز دیکنز………… ………نویسنده انگلیسی………… ……… ……… . منشی
حسن اعرابی………… ………ایمـیل باز………… ……… ……… …….. حسابدار
آناتول فرانس………… ……..نویسنده فرانسوی………… ……… ……… کتابفروش
مولیر………… ……… ………نویسن ده بزرگ فرانسوی………… …… هنرپیشه
هربرت جرج ولز ………… ..نویسنده بزرگ انگلیسی………… ……… ….. شاگرد بزاز
ارنست همینگوی………… …نویسنده بزرگ آمریکایی………… ……… . خبرنگار
ویلیام شکسپیر………… …….نویسنده بزرگ انگلیسی………… ……… .. هنرپیشه سیار
فیدل کاسترو………… ………رئیس جمهور کوبا………… ……… …….. دانشجوی حقوق
کاردینال ریشیلو………… ….صدر اعظم معروف فرانسه………… ……… کشیش
ناپلئون بناپارت………… …..امپراطور فرانسه………… ……… ……… .. افسر توپخانه
کریم خان زند………… ……..موسس سلسله زندیه………… ……… …… تیر انداز سپاه نادر شاه
میرزا تقی خان امیر کبیر…..صدر اعظم ناصرالدین شاه………… ……… منشی
ژاندارک………… ……… …..شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی…. چوپان
هانری فورد………… ………کارخانه دار آمریکایی………… ……… ….. ساعت ساز
توماس ادیسون………… ……مخترع بزرگ آمریکایی………… ……… .. تلگرافچی
آلفرد نوبل………… ……… .. بنیانگذار جایزه نوبل………… ……… ….. کارگر کارخانه
والت دیزنی………… ……… .مخترع سینمای انیمشن………… ……… … پادوی مغازه
میکلانژ………… ……… ……نقاش مجسمه ساز ایتالیایی………… …….. سنگ تراش

 

شعر جالب یک بچه آفریقایی با استدلال شگفت انگیز

 
 
این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵شده

                       *****************

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم

وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم

وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم

و تو، آدم سفید

وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی

وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای

وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی

و وقتی می میری، خاکستری ای

و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

نام ماههای عربی، رومی و شمسی چیست؟

ماههای عربی، که دوازده‏اند، عبارتند از: محرّم، صفر، ربیع الاوّل، ربیع الثانی، جمادی الاوّل، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوّال، ذی القعده و ذی الحجّة. از این ماهها، چهار ماه حرام است و آنها ذی القعدة، ذی الحجّة، محرّم و رجب‏اند که در جاهلیّت نیز این چهار ماه را حرمت مینهادند و در این ماهها دست از جنگ و جدال میکشیدند. اسلام نیز این سنّت را تأیید کرده است. ماههای شمسی که از روزگار قوم «رَسَ» به جای مانده‏اند، عبارتند از: فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند. در قدیم، شمار روزهای این ماهها چنین بوده است: ماه اوّل و دوم و چهارم، پنجم و ششم: 31 روز و ماه سوم: 32 روز و ماههای هفتم، هشتم، یازدهم و دوازدهم: 30 روز و ماه نهم و دهم: 29 روز. ولی از سال 1304 شمسی بنابر تصویب مجلس شورای ملّی بدین گونه تغییر یافت: شش ماه اوّل، هر کدام: 31 روز و پنج ماه بعد، هری یک: 30 روز و ماه آخر(اسفند): 29 روز. ماههای رومی، یا ماههای اسکندری که گویند در عهد اسکندر ذو القرنین بنیانگذاری شده‏اند، عبارتند از: تشرین اوّل، تشرین آخر، کانون اوّل، کانون آخر، شباط، آواز، نیسان، ایار، خریران، تموز، آب و ایلول. مبدأ سال آنان، ترین اوّل است و زمانش نزدیک به هنگامی است که خورشید در اواسط میزان با اندکی تقدیم و تأخیر قرار میگیرد. چهار ماه آن، یعنی تشرین آخر، نیسان، خریران و ایلول، 30 روزند و شباط: 28 روز و باقی: 31 روز. « بخش پاسخ به سؤالات »

راز اعداد در زبان انگلیسی چیست؟



آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا در زبان انگلیسی اعداد به صورت ۱، ۲، ۳‌ و… نوشته می‌شوند؟ آیا می‌دانید که نوشتن هر یک از این اعداد یک دلیل دارد و آن تعداد زاویه‌های موجود در اعداد است.

ماجرا از این قرار است که به ازای هر عدد زاویه، آن عدد خوانده می‌شود؛ مثلا عدد ۱ چون تنها یک زاویه دارد، یک خوانده می‌شود. برای عدد ۲ چون دو زاویه دارد، دو خوانده می‌شود و


برای درک بهتر به عکس زیر نگاه کنید





در امواج سند / دكتر مهدي حميدي

این شعر بیانگر ایستادگیهای ایرانیان در زمان خوارزمشاهیان مقابل حمله مغولان  که دکتر مهدی حمیدی با ظرافت و مهارت این پایمردی هارا در قالب شعری (چهار پاره) به تصویر کشیده است که به یک بار خواندن می ارزد.

در امواج سند

     به مغرب سينه مالان قرص خورشيد نهان مي گشت پشت كوهساران
    
    فرو مي ريخت گردي زعفران رنگ به روي نيزه ها و نيزه داران
    
    
    
    ز هر سو بر سواري غلت مي خورد تن سنگين اسبي تير خورده
    
    به زير باره مي ناليد از درد سوار زخم دار نيم مرده
    
    
    
    ز سم اسب مي چرخيد برخاك به سان گوي خون آلود، سرها
    
    ز برق تيغ مي افتاد در دشت پياپي دست ها دور از سپرها
    
    
    
    ميان گردهاي تيره چون ميغ زبانهاي سنانها برق مي زد
    
    لب شمشيرهاي زندگي سوز سران را بوسه ها بر فرق مي زد
    
    
    
    نهان مي گشت روي روشن روز به زير دامن شب در سياهي
    
    در آن تاريك شب مي گشت پنهان فروغ خرگه خوارزمشاهي
    
    
    
    دل خوارزمشه يك لمحه لرزيد كه ديد آن آفتاب بخت، خفته
    
    زدست تركتازي هاي ايام به آبسكون شهي بي تخت، خفته
    
    
    
    اگر يك لحظه امشب دير جنبد سپيده دم جهان در خون نشيند
    
    به آتشهاي ترك و خون تازيك ز رود سند تا جيحون نشيند
    
    
    
    به خوناب شفق در دامن شام به خون ،آلوده ايران كهن ديد
    
    در آن درياي خون در قرص خورشيد غروب آفتاب خويشتن ديد
    
    
    
    به پشت پرده شب ديد پنهان زني چون آفتاب عالم افروز
    
    اسير دست غولان گشته فردا چو مهر آيد برون از پردهِ روز
    
    
    
    به چشمش ماده آهويي گذر كرد اسير و خسته و افتان و خيزان
    
    پريشان حال آهو بچه اي چند سوي مادر دوان وز وي گريزان
    
    
    
    چه انديشيد آن دم، كس ندانست كه مژگانش به خون ديده تر شد
    
    چو آتش در سپاه دشمن افتاد ز آتش هم كمي سوزنده تر شد
    
    
    
    زبان نيزه اش در ياد خوارزم زبان آتشي در دشمن انداخت
    
    خم تيغش به ياد ابروي دوست به هر جنبش سري بر دامن انداخت
    
    
    
    چو لختي در سپاه دشمنان ريخت از آن شمشير سوزان، آتش تيز
    
    خروش از لشكر انبوه برخاست كه: از اين آتش سوزنده پرهيز
    
    
    
    در آن باران تيغ و برق پولاد ميان شام رستاخيز مي گشت
    
    در آن درياي خون در دشت تاريك به دنبال سر چنگيز مي گشت
    
    
    
    بدان شمشير تيز عافيت سوز در آن انبوه، كار مرگ مي كرد
    
    ولي چندان كه برگ از شاخه مي ريخت دو چندان مي شكفت و برگ مي كرد
    
    
    
    سرانجام آن دو بازوي هنرمند زكشتن خسته شد وز كار واماند
    
    چو آگه شد كه دشمن خيمه اش جست پشيمان شد كه لختي ناروا ماند
    
    
    
    عنان بادپاي خسته پيچيد چو برق و باد، زي خرگاه آمد
    
    دويد از خيمه خورشيدي به صحرا كه گفتندش سواران: شاه آمد 2
    
    
    
    ميان موج مي رقصيد در آب به رقص مرگ، اخترهاي انبوه
    
    برود سند مي غلتيد برهم ز امواج گران، كوه از پي كوه
    
    
    
    خروشان، ژرف، بي پهنا، كف آلود دل شب مي دريد و پيش مي رفت
    
    از اين سد روان، در ديدهِ شاه1 ز هر موجي هزاران نيش مي رفت
    
    
    
    نهاده دست بر گيسوي آن سرو بر آن درياي غم نظاره مي كرد
    
    بدو مي گفت: <اگر زنجير بودي تورا شمشيرم امشب پاره مي كرد
    
    
    
    گرت سنگين دلي اي نرم دل آب! رسيد آنجا كه بر من راه بندي
    
    بترس آخر زنفرينهاي ايام كه ره براين زن چون ماه بندي!
    
    
    
    زرخسارش فرو مي ريخت اشكي بناي زندگي برآب مي ديد
    
    در آن سيما بگون امواج لرزان خيال تازه اي در خواب مي ديد:
    
    
    
    اگر امشب زنان و كودكان را زبيم نام بد در آب ريزم
    
    چو فردا جنگ بركامم نگرديد توانم كز ره دريا گريزم
    
    
    
    به ياري خواهم از آن سوي دريا سواراني زره پوش و كمانگير
    
    دمار از جان اين غولان كشم سخت بسوزم خانمانهاشان به شمشير
    
    
    
    شبي آمد كه مي بايد فدا كرد به راه مملكت فرزند و زن را
    
    به پيش دشمنان استاد و جنگيد رهاند از بند اهريمن وطن را
    
    
    
    در اين انديشه ها مي سوخت چون شمع كه گردآلود پيدا شد سواري
    
    به پيش پادشه افتاد بر خاك شهنشه گفت: آمد؟ گفت: آري
    
    
    
    پس آنگه كودكان را يك به يك خواست نگاهي خشم آگين در هوا كرد
    
    به آب ديده اول دادشان غسل سپس در دامن دريا رها كرد:
    
    
    
    بگير اي موج سنگين كف آلود ز هم واكن دهان خشم، وا كن!
    
    بخور اي اژدهاي زندگي خوار دوا كن درد بي درمان، دوا كن!
    
    
    
    زنان چون كودكان در آب ديدند چو موي خويشتن در تاب رفتند
    
    وزان درد گران، بي گفتهِ شاه چو ماهي در دهان آب رفتند
    
    
    
    شهنشه لمحه اي بر آبها ديد شكنج گيسوان تاب داده
    
    چه كرد از آن سپس، تاريخ داند به دنبال گل بر آب داده!
    
    
    
    
    
    شي را تا شبي با لشكري خرد ز تنها سر، ز سرها خود افكند
    
    چو لشكر گرد بر گردش گرفتند چو كشتي بادپا در رود افگند!
    
    
    
    چو بگذشت از پس آن جنگ دشوار از آن درياي بي پاياب، آسان
    
    به فرزندان و ياران گفت چنگيز كه: گر فرزند بايد، بايد اين سان! 3
    
    
    
    بلي، آنان كه از اين پيش بودند چنين بستند راه ترك و تازي
    
    از آن اين داستان گفتم كه امروز بداني قدر و برهيچش نبازي 
    

تک بتیهایی از سعدی شیرین سخن

- ستایش خداوند بخشنده را

که موجود کرد از عدم بنده را

- به چابکتر از خود مینداز تیر

چو افتاد دامن به دندان بگیر

- تو پیش از عقوبت در عفو کوب

که سودی ندارد فغان زیر چوب

-ترا تیشه دادم که هیزم شکن

نگفتم که دیوار مسجد بکن

-نشستی به جای دگر کس بسی

نشیند به جای تو دیگر کسی

(گلستان سعدی)

بررسي عوامل استرس زا در شب امتحان

بررسي عوامل استرس زا در شب امتحان

در بسياري از موارد اولين استرس ها را افراد در دوران مدرسه تجربه مي كنند كه آثار منفي فراواني بر سلامت جسم و روان فرد تحميل مي كند. كاهش آثار آن مستلزم به كارگيري و راهكارهاي اساسي است تا از صدمات روحي و رواني به دانش آموزان جلوگيري كند.فصل خردادماه براي دانش آموزان ايراني فصل امتحانات پايان سال و اوج استرسهاي امتحان و نتيجه نمره است.

* اضطراب امتحان

يك كارشناس ارشد مشاوره و كارشناس مسؤول دوره متوسطه آموزش و پرورش در زمينه اضطراب امتحان گفت: يكي از شايعترين اختلالهاي اضطرابي در كودكان و نوجوانان اضطراب امتحان است.هاشم شيدايي مي افزايد: اضطراب امتحان نوعي خود اشغالي ذهني است كه خود كم انگاري و ترديد در مورد تواناييهاي فرد را به همراه دارد و اغلب باعث ارزيابي منفي و تمركز نداشتن حواس و واكنشهاي جسماني نامطلوب مي شود.
وي افزود: با زياد شدن سن و بالا رفتن پايه تحصيلي اضطراب امتحان افزايش مي يابد كه اين اضطراب از سن 10 يا 11 سالگي شروع و ثابت مي شود و تا بزرگسالي ادامه پيدا مي كند و دختران بيش از پسران اين استرس را تجربه مي كنند.

* عوامل استرس زا

اضطراب امري است طبيعي كه لازم و ضروري است و تا جايي كه بتوانيم فعال باشيم و كار را شروع كنيم مفيد است ولي اگر استرس باعث پرخوري، كم خوري، افت تحصيلي و ... باشد مضر است و اين اختلال و اضطراب بايد درمان شود.
هاشم شيدايي علاوه بر اين موارد به عوامل اضطراب امتحان اشاره كرده و مي افزايد: عوامل اضطراب ناشي از سه عامل شخصيتي، خانوادگي و آموزشگاهي مي باشد كه اين اضطراب در افراد داراي شدت و ضعف است.
وي مي افزايد: عوامل شخصيتي شامل اضطراب عمومي، عزت نفس پايين، نبود اعتماد به نفس و كم بودن انگيزه و عوامل خانوادگي نيز شامل انتظار بيش از حد خانواده از فرزند، محيط تنش زا در خانه، مقايسه فرزندان با هم و ديگران مي شود و عوامل آموزشگاهي مانند محيط مدرسه، فضاي امتحان، انتظار نابه جاي معلم از دانش آموز، امتحانات سخت، مراقبان نامناسب، سروصدا، محيطهاي بسته و تاريك نيز جزو عوامل استرس زا محسوب مي شود.
فرح يزدان جو، كارشناس ارشد مشاوره نيز عوامل استرس را چنين بر شمرد: شخصيت خود دانش آموزان بسيار حايز اهميت است. برخي دانش آموزان براساس افكار غير منطقي زمينه استرس بسيار بالايي دارند. البته آماده نبودن دانش آموزان بر امتحان نيز جزو عوامل استرس زاي اصلي است كه دانش آموز ترس از نمره كم و نتيجه منفي دارد.
وي تصريح مي كند: گاهي اوقات فشار بيش از حد خانواده ها براي كسب نمره عالي باعث استرس مي شود. البته از فضاي مدرسه در ايجاد استرس نبايد غافل شد. محيط امتحان و لوازم مورد استفاده مثل صندلي نامناسب و رفتار معلمان با برخي دانش آموزان نيز استرس را افزايش مي دهد.

* علايم اضطراب

شيدايي علايم اضطراب را براي آشنايي خانواده ها چنين بر مي شمرد: عصبي بودن، آرام و قرار نداشتن، احساس خستگي، سرگيجه، تكرار ادرار، طبش قلب، بي حالي، تنگي نفس، تعريق، لرزش، بي خوابي و دلهره.

* روشهاي پيشگيري از استرس

كارشناس مسؤول مشاوره دوره متوسطه تنها يك روش را براي كاهش اضطراب مفيد ندانست و اضافه كرد: هر فرد روش خودش را دارد براي همه افراد نمي توان يك روش كلي را تجويز كرد. مقاومت افراد در برابر اضطراب نيز متغير است ولي شاخصه هاي اصلي در پيشگيري از استرس عبارتند از: رژيم غذايي، حمايت والدين، ورزش منظم، افزايش اعتماد به نفس، گوش دادن به موسيقي ملايم، حمايت اجتماعي و تن آرامي است.كه البته نبايد از نقش اساسي و حمايتي خانواده ها در كاهش استرس غافل شد و والدين بايد هم پشتيبان و هم مشاور و هم از نظر عاطفي فرزند را حمايت كنند.
كارشناس مسؤول مشاوره دوره ابتدايي و راهنمايي، نيز در مورد راههاي پيشگيري از استرس به خبرنگار ما گفت: در مدرسه معلمان مي بايست كه قبل از شروع امتحانات اصلي اقدام به برگزاري امتحانات دوره اي كنند تا دانش آموزان با نمونه سؤالها آشنا شوند.شيدايي مي افزايد: برنامه امتحاني را طوري تنظيم كنند كه براي درسهاي سخت فرصت مطالعه بيشتري باشد و اين برنامه چند هفته قبل از شروع امتحانات به دانش آموزان داده شود.در جلسه امتحان و مدرسه از عوامل محيطي كه باعث استرس در دانش آموز مي شود بايد پرهيز كرد. مانند حركت زياد مراقبان، ايستادن مراقبان و معلمان كنار دانش آموز و نگاه به برگه آنان، تبعيض قائل شدن بين دانش آموزان، صحبت كردن و يا توضيحات در مورد آزمون كه بايد ابتدا باشد كه گاهي وسط جلسه عنوان مي شود. همه اينها عواملي است كه استرس زا هستند و بايد براي كاهش استرس از وقوع آنان جلوگيري شود.
هدف مدرسه و معلمان مي بايست توليد آرامش براي دانش آموز باشد.
كارشناسان معتقدند كه حمايت خانواده و تغذيه نيز در كاهش استرس و راههاي پيشگيري از آن بسيار حائز اهميت هستند.

* حمايت خانواده اساس كاهش استرس

هاشم شيدايي به بزرگترين معضل خانواده ها يعني مقايسه فرزندان با ديگران اشاره كرد و اظهار داشت: خانواده ها بايد از مقايسه فرزندان خود با ديگران جداً پرهيز كنند. هر كس بايد با محك خودش سنجيده شود ايجاد زمينه رقابت در زمان امتحان به فرزندان لطمه خواهد زد.
وي اضافه كرد: خانواده ها بايد محيطي فراهم كنند كه فرزند هيچ دغدغه اي اعم از مالي، خوراكي، عاطفي و مشاوره اي نداشته باشد. اين مشاوره ها بايد به صورت همدلي باشد.
خانواده ها در ايام امتحان بايد بيشتر وقت خود را در منزل و كنار فرزندشان سپري كنند و فضاي آرام و مطلوبي را براي مطالعه دانش آموز فراهم آورند. در اين ايام دانش آموز نياز به تشويق و تأييد دارد تا اعتماد به نفس پيدا كند. جر و بحث با دانش آموز و نصيحت كردن بار منفي دارد و موجب افزايش استرس مي شود.
فرح يزدان جو نيز بر محيط عاطفي و خالي از جنجال و هياهو تأكيد مي كند و مي افزايد: در ايام امتحانات خانواده ها بايد از ديد و بازديدها و تفريحات غير ضروري پرهيز كنند و فقط به دانش آموزان بپردازند. فرزندان در زمان امتحانات نياز به حمايت عاطفي بيشتري از طرف خانواده خود دارند.
وي به توقعات غير منطقي خانواده ها اشاره كرد و افزود: انتظارات غير معقول باعث ايجاد ترس و دلهره در دانش آموزان خواهد شد. فشار بيش از حد خانواده ها براي مطالعه به فرزندان باعث ايجاد استرس مي شود كه بايد از اين كار پرهيز شود. امري كه برخي اوقات مشاهده مي شود اينكه خانواده ها فرزندان را داخل اتاق حبس مي كنند تا مطالعه كند. خانواده ها بايد جنبه حمايتي داشته باشند اين قبيل امور هميشه نتيجه معكوس خواهد داشت.

* تغذيه مناسب و ايجاد آرامش

تغذيه مناسب در رشد فكري دانش آموزان بسيار مفيد است. كارشناسان معتقدند يكي از عوامل مهم در پيشگيري و كاهش استرس استفاده از يك رژيم غذايي مناسب در زمان امتحانات است. دانش آموزان بايد از خوردن خوراكيهاي محرك و تند بپرهيزند و از مصرف نوشابه هاي گازدار، سوسيس و كالباس و نوشيدنيهاي كافئين دار مثل چاي و قهوه كه تحريك عصبي ايجاد مي كنند- جداً خودداري كنند. مواردي همچون چيپس و پفك نيز مي تواند در افزايش استرس مؤثر باشد.
از خوردن غذاهاي پر چرب و شيرين بپرهيزند غذاهاي شور را مصرف نكنند و از خوردن غذاهايي با ويتامينهاي فراوان A-D-E-K خودداري كنند زيرا مقادير زياد اين ويتامينها در بدن آثار سمي دارد.
دانش آموزان بايد در روز 5 بار ميوه و سبزيجات تازه استفاده كنند، حبوبات، غلات، مغزهاي خوراكي، سيب زميني، لبنيات، گوشت، ماهي، تخم مرغ و آب را در زمان امتحان بيشتر استفاده كنند البته نبايد اينها را با حجم زياد استفاده كرد تا معده پر شود. هر چيزي را بايد با حجم كم استفاده كرد تا معده سبك باشد و در يادگيري خلل ايجاد نكند.
شب قبل از امتحان خوردن يك ليوان شير و عسل باعث آرامش مي شود. هيچگاه در جلسه امتحان از شكلاتهايي كه حاوي قهوه است استفاده نكنيد و فقط از شكلات كاكائو يا شكلات ساده استفاده كنيد.

* روشهاي درماني اضطراب

هاشم شيدايي، كارشناس ارشد مشاوره درمان، اضطراب را به دو صورت دارويي و غير دارويي عنوان كرد و روشهاي غير دارويي را شامل؛ صحبت با شخص مورد اعتماد، روشهاي ايجاد تمركز، استراحت در يك اتاق تاريك، حمام گرفتن طولاني، ورزشهاي تنفس عميق، حساسيت زدايي و آرام سازي دانست و روشهاي دارويي را در حال حاضر استفاده از داروهاي ضد افسردگي عنوان كرد.

* روشهاي مطالعه در زمان امتحانات

فرح يزدان جو، كارشناس ارشد مشاوره در مورد روشهاي مناسب براي مطالعه به خبرنگار ما گفت: مكان مطالعه حتي الامكان بايد ثابت باشد و وسايلي كه موجب حواس پرتي دانش آموز مي شود را از اتاق و محل مطالعه آن خارج كرد.
در مكان مطالعه بايد نور كافي و پنجره اي براي عبور و مرور هوا وجود داشته باشد تا از خواب آلودگي و خمودگي فرد جلوگيري شود.
هنگام گرسنگي يا بلافاصله بعد از غذا زمان مناسبي براي مطالعه نيست. مطالعه بهتر است در فواصل زماني كوتاه و مستمر اتفاق بيفتد تا در يك زمان ممتد و طولاني چندين ساعته كه كارايي نداشته باشد. در روش استاندارد مطالعه، يك ساعت يا يك ساعت و نيم مطالعه نياز به يك ربع استراحت و تحرك و خروج از فضاي مطالعه نياز است.
مطالعه نبايد به صورت دراز كشيده يا نشسته و يا داخل رختخواب باشد، سعي گردد از ميز مطالعه استفاده شود.
يادداشت برداري از مطالب مورد مطالعه بسيار مهم است و مرور مجدد اين مطالب در فاصله هاي زماني كوتاه باعث يادگيري بيشتر و در نتيجه اعتماد به نفس و كاهش اضطراب خواهد شد.

* روشهاي كاهش استرس قبل از امتحان

دانش آموز بايد مواردي را قبل از رفتن به جلسه امتحان انجام دهد تا موجب تقويت حافظه شود.
شيدايي خوردن صبحانه را ضروري قلمداد كرد و افزود: صبحانه را كمي زودتر ميل كنيد و قبل از شروع امتحان در حوزه حضور داشته باشيد، از صحبتهاي بيهوده با دوستان بپرهيزيد، از پاسخ دادن به سؤالهاي دوستان خود در مورد درس خودداري نماييد، شب قبل از امتحان استراحت كافي داشته تا در جلسه امتحان خسته نبوده و تمركز كافي داشته باشيد.
قبل از امتحان نكاتي را كه نوشته ايد، مرور كرده ولي به خاطر داشته باشيد كه ده دقيقه قبل از شروع امتحان ديگر مطالعه نكنيد.

* روشهاي كاهش استرس در هنگام حضور در آزمون

كارشناس مسؤول مشاوره عمومي مجدداً به استراحت كافي اشاره كرد و افزود: هرگز در شب امتحان از نوشيدنيهاي كافئين دار براي بيداري استفاده نكنيد.
در جلسه امتحان اگر استرس داشتيد، چشم ها را ببنديد و چندين نفس عميق بكشيد. خيلي زود وارد جلسه امتحان نشويد، زيرا اين موضوع باعث افزايش استرس مي شود.
وي در مورد روش پاسخگويي به سؤالهاي امتحاني، به خبرنگار ما گفت: دانش آموز براي از دست ندادن آرامش بايد از اولين سؤال شروع به پاسخگويي كند و بعد سراغ سؤال بعد برود و در صورت ندانستن جواب با سؤال كلنجار نرود و به سؤال بعد برود. از خواندن همه سؤالها كه باعث دلشوره و اضطراب مي شود خودداري كند. در انتها به سراغ سؤالهاي باقيمانده برود.
هاشم شيدايي به توجه كردن به سؤالها و با دقت خواندن آنان اشاره كرد و افزود: به سؤالها كاملاً دقت كنيد و هرچه را كه از شما خواسته شده، پاسخ بدهيد.همچنين در بين پاسخ به سؤالها، به خود فرصت بدهيد. هيچ گاه روي برگه خم نشويد. اين كار باعث فشار به قفسه سينه و خستگي مي شود.
وي در مورد زود ترك كردن جلسه امتحان به دانش آموزان هشدار داد و اضافه كرد كه همه دانش آموزان بايد اين معضل را بر طرف كنند.كارشناسان بر اين باورند كه دانش آموزان نبايد امتحان را يك وسيله آزار دهنده و براي مقايسه خود با ديگران بدانند، در صورت تحقق اين امر هم از استرس ها كاسته شده و نتيجه مطلوب تري نيز حاصل خواهد شد.

                                                                         باتشکراز

                                                               خانم مريم احمدزاده

                             

 

مسابقه 40 حدیث و اهدای جوایز به دانش آموزان

    

 

شعر عقاب سرودۀ دکتر پرویز خانلری

عقاب

گشت غمناك دل و جان عقاب

چو ازو دور شد ايام شباب

ديد كش دور به انجام رسيد

آفتابش به لب بام رسيد

بايد از هستي دل بر گيرد

ره سوي كشور ديگر گيرد

خواست تا چاره ي نا چار كند

دارويي جويد و در كار كند

صبحگاهي ز پي چاره ي كار

گشت برباد سبك سير سوار

گله كاهنگ چرا داشت به دشت

ناگه ا ز وحشت پر و لوله گشت

وان شبان ، بيم زده ، دل نگران

شد پي بره ي نوزاد دوان

كبك ، در دامن خار ي آويخت

مار پيچيد و به سوراخ گريخت

آهو استاد و نگه كرد و رميد

دشت را خط غباري بكشيد

ليك صياد سر ديگر داشت

صيد را فارغ و آزاد گذاشت

چاره ي مرگ ، نه كاريست حقير

زنده را فارغ و آزاد گذاشت

صيد هر روزه به چنگ آمد زود

مگر آن روز كه صياد نبود

آشيان داشت بر آن دامن دشت

زاغكي زشت و بد اندام و پلشت

سنگ ها از كف طفلان خورده

جان ز صد گونه بلا در برده

سا ل ها زيسته افزون ز شمار

شكم آكنده ز گند و مردار

بر سر شاخ ورا ديد عقاب

ز آسمان سوي زمين شد به شتاب

گفت كه : ‹‹ اي ديده ز ما بس بيداد

با تو امروز مرا كار افتاد

مشكلي دارم اگر بگشايي

بكنم آن چه تو مي فرمايي ››

گفت : ‹‹ ما بنده ي در گاه توييم

تا كه هستيم هوا خواه تو ييم

بنده آماده بود ، فرمان چيست ؟

جان به راه تو سپارم ، جان چيست ؟

دل ، چو در خدمت تو شاد كنم

ننگم آيد كه ز جان ياد كنم ››

اين همه گفت ولي با دل خويش

گفت و گويي دگر آورد به پيش

كاين ستمكار قوي پنجه ، كنون

از نياز است چنين زار و زبون

ليك ناگه چو غضبناك شود

زو حساب من و جان پاك شود

دوستي را چو نباشد بنياد

حزم را بايد از دست نداد

در دل خويش چو اين راي گزيد

پر زد و دور ترك جاي گزيد

زار و افسرده چنين گفت عقاب

كه :‹‹ مرا عمر ، حبابي است بر آب

راست است اين كه مرا تيز پر است

ليك پرواز زمان تيز تر است

من گذشتم به شتاب از در و دشت

به شتاب ايام از من بگذشت

گر چه از عمر ،‌دل سيري نيست

مرگ مي آيد و تدبيري نيست

من و اين شه پر و اين شوكت و   جاه

عمرم از چيست بدين حد كوتاه؟

تو بدين قامت و بال ناساز

به چه فن يافته اي عمر دراز ؟

پدرم نيز به تو دست نيافت

تا به منزلگه جاويد شتافت

ليك هنگام دم باز پسين

چون تو بر شاخ شدي جايگزين

از سر حسرت بامن فرمود

كاين همان زاغ پليد است كه بود

عمر من نيز به يغما رفته است

يك گل از صد گل تو نشكفته است

چيست سرمايه ي اين عمر دراز ؟

رازي اين جاست،تو بگشا اين راز››

زاغ گفت : ‹‹ ار تو در اين تدبيري

عهد كن تا سخنم بپذيري

عمرتان گر كه پذيرد كم و كاست

دگري را چه گنه ؟ كاين ز شماست

ز آسمان هيچ نياييد فرود

آخر از اين همه پرواز چه سود ؟

پدر من كه پس از سيصد و اند

كان اندرز بد و دانش و پند

بارها گفت كه برچرخ اثير

بادها راست فراوان تاثير

بادها كز زبر خاك و زند

تن و جان را نرسانند گزند

هر چه ا ز خاك ، شوي بالاتر

باد را بيش گزندست و ضرر

تا بدانجا كه بر اوج افلاك

آيت مرگ بود ، پيك هلاك

ما از آن ، سال بسي يافته ايم

كز بلندي ،‌رخ برتافته ايم

زاغ را ميل كند دل به نشيب

عمر بسيارش ار گشته نصيب

ديگر اين خاصيت مردار است

عمر مردار خوران بسيار است

گند و مردار بهين درمان ست

چاره ي رنج تو زان آسان ست

خيز و زين بيش ،‌ره چرخ مپوي

طعمه ي خويش بر افلاك مجوي

ناودان ، جايگهي سخت نكوست

به از آن كنج حياط و لب جوست

من كه صد نكته ي نيكو دانم

راه هر برزن و هر كو دانم

خانه ، اندر پس باغي دارم

وندر آن گوشه سراغي دارم

خوان گسترده الواني هست

خوردني هاي فراواني هست ››

 ****
آن چه ز آن زاغ چنين داد سراغ

گندزاري بود اندر پس باغ

بوي بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور

معدن پشه ، مقام زنبور

نفرتش گشته بلاي دل و جان

سوزش و كوري دو ديده از آن

آن دو همراه رسيدند از راه

زاغ بر سفره ي خود كرد نگاه

گفت : ‹‹ خواني كه چنين الوان ست

لايق محضر اين مهمان ست

مي كنم شكر كه درويش نيم

خجل از ما حضر خويش نيم ››

گفت و بشنود و بخورد از آن گند

تا بياموزد از او مهمان پند

 ****
عمر در اوج فلك بر ده به سر

دم زده در نفس باد سحر

ابر را ديده به زير پر خويش

حيوان را همه فرمانبر خويش

بارها آمده شادان ز سفر

به رهش بسته فلك طاق ظفر

سينه ي كبك و تذرو و تيهو

تازه  و گرم شده طعمه ي او

اينك افتاده بر اين لاشه و گند

بايد از زاغ بياموزد پند

بوي گندش دل و جان تافته بود

حال بيماري دق يافته بود

دلش از نفرت و بيزاري ، ريش

گيج شد ، بست دمي ديده ي خويش

يادش آمد كه بر آن اوج سپهر

هست پيروزي و زيبايي و مهر

فر و آزادي و فتح و ظفرست

نفس خرم باد سحرست

ديده بگشود به هر سو نگريست

ديد گردش اثري زين ها نيست

آن چه بود از همه سو خواري بود

وحشت و نفرب و بيزاري بود

بال بر هم زد و بر جست ا زجا

گفت : كه ‹‹ اي يار ببخشاي مرا

سال ها باش و بدين عيش بناز

تو و مردار تو و عمر دراز

من نيم در خور اين مهماني

گند و مردار تو را ارزاني

گر در اوج فلكم بايد مرد

عمر در گند به سر نتوان برد ›› 

 ****
شهپر شاه هوا ، اوج گرفت

زاغ را ديده بر او مانده شگفت

سوي بالا شد و بالاتر شد

راست با مهر فلك ، همسر شد

لحظه‎ يي چند بر اين لوح كبود

نقطه ‎يي بود و سپس هيچ نبود

پرویز ناتـل خانلری در اسفند ماه سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون و تحصیلات عالیه را در دانشکده ادبیات تهران تا درجه دکترا به اتمام رسانید و پس از پایان خدمت وظیفه در دانشگاه تهران به تدریس پراخت

دکتر خانلری از نوجوانی به نوشتن مقاله و سرودن شعر علاقه داشت و به واسطه نسبت فامیلی با نیما یوشیج حشر و نشر داشت . او نخستین مقاله را در سال ۱۳۰۹ در روزنامه اقدام به مدیر مسئولی عباس خلیلی ( پدر سیمین بهبهانی) نوشت .

دکتر خانلری در سال ۱۳۲۰ با خانم زهرا کیا ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر و یک پسر بودند که متاسفانه پسرش ( آرمان ) در جوانی درگذشت .

دکتر خانلری در سال ۱۳۲۷ به پاریس رفت و دو سال در آنجا اقامت گزید و به مطالعه و تحقیق پرداخت. سخنرانی وی در مدرسه زبان های شرقی پاریس مربوط به حافظ مدت‌ها موضوع روزنامه‌ها و مجلات ادبی بود و همواره کرسی دانشگاهی خود را که تاریخ زبان فارسی بود حفظ کرد.

ژن های نئاندرتال ها 'در ما زنده است'

ژن های نئاندرتال ها 'در ما زنده است'

جمجمه نئاندرتال در دست پروفسور پابو

دی ان اِی مورد نظر از جمله از این جمجمه استخراج شده

براساس یک مطالعه عمده علمی، بسیاری از انسان های امروزی حاوی درصد کمی از ژن های نئاندرتال ها هستند.

این یافته بسیاری از کارشناسان را شگفت زده کرده است زیرا شواهد ژنتیکی قبلی حاکی از آن بود که نفوذ ژنتیکی نئاندرتال ها بر وراثت در انسان ناچیز یا هیچ است.

این نتایج ناشی از تحلیل نقشه ژنتیکی نئاندرتال هاست که ساختار جسم و اندام آنها را تشریح می کند.

اما این مطالعه مؤید آن است که جد انسان امروزی به جمعیت کوچکی از آفریقایی ها که بعدا در سراسر کره پراکنده شدند می رسد.

مقبول ترین نظریه در مورد سرمنشاء انسان امروزی - موسوم به خروج از آفریقا - حاکی از آن است که اجداد انسان مدرن (هومو سیپین ها) حدود 200 هزار سال قبل در آفریقا زندگی می کردند.

سپس در حدود 50 هزار تا 60 هزار سال قبل یک گروه نسبتا کوچک از مردم این قاره را ترک کرده و در سایر نقاط زمین سکنی گزیدند.

هرچند براساس مطالعه تازه تاثیر ژنتیکی نئاندرتال بر انسان کم به نظر می رسد اما این رقم بالاتر از آن چیزی است که تحلیل های ژنتیکی قبلی نشان می داد.

اسوانته پابو از واحد مردم شناسی تکاملی در موسسه ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان گفت: "نئاندرتال ها کاملا منقرض نیستند. بخش کوچکی از آنها در برخی از ما زنده است."

پروفسور کریس استرینگر مدیر تحقیقات سرمنشاء انسان در موزه تاریخ طبیعی بریتانیا که یکی از معماران نظریه خروج از آفریقاست می گوید که هرچند این یافته از جهاتی موید دانسته های قبلی دایر بر جدا بودن دودمان نئاندرتال ها از انسان است اما نکته بسیار جالب آن این است که نشان می دهد ظاهرا در مواردی میان انسان و نئاندرتال آمیزش صورت گرفته است.

جان هاکس استادیار مردم شناسی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون در آمریکا به بی بی سی گفت: "به نظر می رسید که چنین حالتی ممکن بوده باشد، اما من از میزان آن شگفت زده هستم. واقعا انتظار نداشتم (این تاثیر) چهار درصد باشد."

تهیه نقشه ژنتیکی نئاندرتال ها یک دستاورد مهم علمی و حاصل یک تلاش چهار ساله تحت هدایت موسسه ماکس پلانک با شرکت دانشگاه های متعددی در اطراف جهان است.

این نقشه که در حد یک پیش نویس است حاوی دی ان اِی استخراج شده از استخوان های سه نئاندرتال مختلف کشف شده در غار ویندیا در کرواسی است.

12اردیبهشت روز معلم گرامی باد

 

هرآن طفل کو جورآموزگار

 

 

  نبیند جفا بیند از روزگار

 

                                                    بوستان سعدی

 

 

 

از ماست که بر ماست

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:

«امروز همه روی زمین زیر پر ماست،

بـر اوج فلک چون بپرم -از نظـر تــیز-

می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست.»

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:

ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز

وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،

گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟!»

پر خویش بر او دید

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید

گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»


ناصرخسرو


شیوه ی آموزش و پرورش در قاره آفريقا

 

در قاره آفريقا به دليل وجود كشورهاي متعدد شاهد تنوع زيادي در نظام هاي آموزشي مي باشيم. به طور مسلم اكثريت كشورهاي قاره آفريقا در زمره كشورهاي توسعه نيافته قرار گرفته و برخي در زمره كشورهاي درحال توسعه محسوب مي گردند. تبعات چنين وضعيتي در مجموع شرايطي را پديد مي آورد كه به جز در مواردي معدود، نظام هاي آموزشي اين قاره به دليل عدم برخورداري از امكانات و تجهيزات لازم، نيروي انساني متخصص و عدم سرمايه گذاري و پشتيباني هاي مالي لازم از كيفيت قابل توجهي برخوردار نباشد. با اين وجود كليه اين موارد مانع از اين نمي گردد كه جنبه هاي مثبت به صورت موردي وجود نداشته و يا در برخي نمونه هاي معدود نظام هاي موفق، تجارب قابل استفاده اي وجود نداشته باشد. ب ه طور كلي از نكات برجسته در مطالعات نظام هاي آموزشي قاره آسيا مي توان به اجراي طرح ها و برنامه هاي جهاني آموزش اشاره نمود كه در جهت رفع محروميت، افزايش پوشش تحصيلي، ارتقاي كيفيت آموزشي و... به اجرا در آمده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص گرديده است كه مطالعه و بررسي راه بردهاي فوق تا حدود زيادي راه گشا و اثر بخش بوده است.
مقطع آموزش پايه :

براساس قوانين مصوب كشور بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و كليه شهروندان مؤظف اندكه پس از احراز شرايط لازم و قانوني از آموزش قانوني اين مقطع برخوردار گردند. دولت ها نيز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رايگان مبادرت نمايند.
مقطع آموزش پايه در بسياري از كشورهاي قاره آفريقا (50 درصد) تنها شامل مقطع آموزش ابتدايي مي گردد مانند (كشورهاي اتيوپي، چاد، كامرون، گينه) و اين درحالي است كه در برخي كشورها نيز (41 درصد) اين مقطع از دو مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه متشكل مي گردد. اين وضعيت در كشورهاي الجزاير، كنگو، تونس، نامبيا، نيجر و.... مشاهده مي گردد.
لازم به ذكر است برخي از كشورها( 9 درصد) اطلاعات مربوط به اين مقطع را گزارش نكرده اند. در ميان كشورهايي آفريقايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه به كشورهاي ري يونيون، سنت هلنا، گابن و... با 10 سال مقطع آموزش تعلق دارد.
كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي با حداقل دوره آموزشي 4 ساله مي باشد كه از آن جمله مي توان به كشورهاي سائوتومه و پرنسيپه اشاره نمود.


سن ورود به آموزش پيش دبستاني:

درميان كشورهاي آفريقايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي (در كشورهاي ري يونيون ) و بيش ترين سن ورود به اين مقطع سن 6 سالگي است كه در كشور ناميبيا مشاهده مي گردد. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي در سنين 3 سال (38 درصد) و يا 4 سال (36 درصد) مي باشد. لازم به ذكر است مقطع آموزش پيش دبستانيي در اكثر نظام هاي آموزشي كشورهاي دنيا اجباري نيست.
مقطع آموزش ابتدايي :

پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي (در كشورهاي، سنت هلنا، سيرالئون و موريتوس ديده شده و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشور ليبي به دليل طولاني بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده مي شود. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 9 سال طول مدت مقطع در كشورليبي پس از آن ها كشورملاوي و سودان با 8 سال مشاهده مي گردد. كوتاه ترين طول مقطع نيز4 سال بوده كه در كشورهايي مثل سائوتومه و پرنسيپه و آنگولا. مشاهده مي گردد.
مقطع آموزش متوسطه :

 به طوركلي مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو مقطع اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد. در برخي از كشورهاي قاره آفريقا (12/5 درصد) نظام آموزشي تنها به دو مقطع مذكور تقسيم شده و از تفكيك بيشتري برخوردار نمي باشد. به عنوان مثال دركشور روآندا (دوره ابتدايي 7 سال و مقطع متوسطه6 سال)، كنيا (دوره ابتدايي 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال ) و ليبي (دوره ابتدايي 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال)، اما در اكثر كشورهاي اين قاره (87/5 درصد ) مقطع متوسطه خود از دو مقطع كوتاه تر تقسيم مي شود كه با عنوان دوره مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي گردد.
كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره افريقا در كشور هاي ليبي و سودان با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولاني ترين مقطع متوسطه 7 سال در كشورهاي گينه. موزامبيك، چاد و.... ديده مي شود. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 5 سال است كه دركشور موزامبيك ديده شده و كوتاه ترين مقطع در كشورهايي لسوتو، ملاوي آفريقاي جنوبي و....مشاهده مي گردد.

 

 

هر روز صبح در آفریقا با طلوع خورشید  آهویی از خوب بیدار می شود و برای زندگی کرد ن و امرار معاش در

 صحرا می چرد . آهو می داند که باید از شیر سریعتر بدود تا گرسنه نماند .مهم نیست که تو شیر باشی یا آهو ....

مهم این است که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن

کنی .

فقط ...     زلال باش ...زلال

فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران زلال باشی آسمان در توست .

آرایه‌های ادبی

در ادبیات فارسی، آرایه‌های ادبی یا صناعات ادبی بکار بردن فنونی است که رعایت آنها بر جلوه‌ها و جنبه‌های زیبایی و هنری سخن می‌افزاید.از جمله (از جمله تناسب‌هایی آوایی یا معنایی .

فهرست مندرجات

[نهفتن]

 آرایه‌های لفظی

به آن دسته از آرایه‌های ادبی که از تناسب های آوایی و لفظی میان واژه‌ها پدید می‌آید می‌گویند.

واج آرایی (نغمه حروف)

به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته می‌شود به گونه‌ای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود.

  • مثال

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

 

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

(واج آرایی با تکرار صامت /س/)

  • مثال

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است

 

باد خنك از جانب خوارزم وزان است

(واج آرايي با تكرار صامتهاي /خ/ و /ز/)

اين دو حرف به زيبايي بيانگر خزان مي باشند.

قابل ذکر است که واج تکرار شونده می‌تواند صامت یا مصوت باشد. برای مثال:

  • مثال

خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل

 

بازدارد پیاده را ز سبیل

که همان طور که مشاهده می کنید تکرار مصوت کوتاه «اِ» در این مصراع تکامل بخش موسیقی درونی است.

  • مثال

خیال خال تو با خود به خواب خواهم برد

 

که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز

  • مثال

قيامت قامت و قامت قيامت

 

قيامت مي كند اين قد و قامت

  • مثال

بر او راست خم كرد و چپ كرد راست

 

خروش از خم چرخ چاچي بخواست

سجع

سجع در لغت به معنای آواز کبوتر است. در ادبیات هر گاه واژه‌های پایانی دو قرینه کلام در واج یا واج های آخر مشترک باشند آرایه سجع پدید می‌آید و آن دو جمله را مسجع می‌خوانند. معمولا هر قرینه از یک جمله تشکیل می‌شود. اما گاهی نیز یک قرینه از دو یا چند جمله کوتاه پدید آمده است. همچنین در اغلب نمونه‌های نثر مسجع واژه‌های پایانی دو جمله در بیش از یک حرف مشترکند و در واقع هم قافیه می‌باشند.

در گلستان سعدی نمونه‌های فراوانی از ارایه سجع به وضوح دیده می‌شود.

  • مثال

هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات

(سجع در بین حیات و ذات است)

ترصیع

هر گاه اجرای دو بخش از یک بیت یا عبارت، نظیر به نظیر، هم وزن و در حرف آخر مشترک باشند.

ای منور به تو نجوم جلال

 

وی مقرر به تو رسوم کمال

آرایه جناس را باید به دو نوع اصلی تقسیم کرد

جناس

جناس تام

هر گاه واژه‌ای دو بار در یک بیت یا عبارت به کار رود و هر بار معنایی متفاوت از آن برداشت شود.

خرامان بشد سوی آب روان

 

چنان چون شده باز یابد روان

(روان در مصراع نخست به معنی جاری و درمصراع دوم به معنی جان و روح است)

جناس غیر تام(ناقص)

هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلافی جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند. كه انواع آن جناس ناقص، جناس زايد، جناس مذيّل، جناس مركّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مكرّر هستند كه در مرور زمان به دليل تقسيم بندي زياد در حال كنار گذاشته شدن هستند.

اختلاف دو واژه در صداهایی کوتاه

کند (به کسر م ِ، به ضم م ُ)

که به آن جناس ناقص به حرکت یا جناس محرف نیز می‌گویند فتاده اهلِ مِنی در پی مُنی و آرزو (تفاوت کسره در کلمهٔ اولی با ضمه در کلمه دومی.)

جناس اختلافی یا جناس ناقص به حرف

هر گاه دو رکن جناس در یکی از حروف با هم اختلاف داشته باشند به آن جناس اختلافی یا جناس ناقص به حرف می‌گویند.. کمند/سمند..آزاد/آزار..زحمت/رحمت..

یک واژه،یک حرف، بیش از دیگری دارد.

خاص و خلاص کام کامل

یک واژه از ترکیب دو واژه دیگر به دست می‌آید.

دل خلوت خاص دلبر آمد

 

دلبر ز کرم به دل بر آمد

دو واژه از نظر آوایی یکسان اما از نظر املایی متفاوت اند

هر گاه دو رکن جناس در تلفظ و خواندن با یکدیگر یکسان باشند اما در نوشتار با هم متفاوت باشند به آن جناس لفظی می‌گویند.. صبا/سبا..خوان/خان..حیاط/حیات..خیش/خویش...

اختلاف دو واژه در جابه جایی حروف است

بنات، نبات

آرایه‌های معنوی

به ان دسته از آرایه‌هایی که بر پایه تناسب های معنایی واژه‌ها شکل می‌گیرند آرایه معنوی گویند

مراعات نظیر

آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت یا عبارت نیز رابطه‌ای آشنا و خاص میان آنها برقرار باشد

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

 

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیده‌های طبیعت هستند.)

تضاد

هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید می‌آید در نومیدی بسی امید است

متناقض‌نما ([۱]Paradox)

هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقض‌نما شکل می‌گیردو معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته است

جامه‌اش شولای عریانی است

(عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه است و ضد عریانی)

هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطه‌ای برقرار کنیم و مثلاً بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل می‌گیرد.

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

 

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

لف و نشر

هر گاه دو یا چند جزء از کلام بدون توضیحی در پی هم بیایند (لف) و آن گاه توضیحات مربوط به هر یک در پی هم آورده شوند (نشر)آرایه لف و نشر شکل می‌گیرند.

افروختن و سوختن و جامه دریدن

 

پروانه زمن، شمع زمن، گل زمن آموخت

(پروانه از من سوختن را، شمع از من افروختن را و گل از من جامه دریدن را آموخت.)

تلمیح (اشاره)

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

 

ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

تضمین

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده است.

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد

 

که رحمت برآن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است

 

که جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است.

اغراق

هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیده‌ای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده می‌شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه‌ای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.

بخواهد هم از تو پدر کین من

 

چو بیند که خشت است بالین من

(اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)

حسن تعلیل

هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست می‌یابد.

تا چشم بشر نبیندت روی

 

بنهفته به ابر چهر دلبند

(شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده است.)

مثل

هر گاه شاعر یا نویسنده درسخن خود از «ضرب المثلی» استفاده کند و یا بخشی از سخن او آنقدر معروف باشد که به عنوان ضرب المثل به کار رود، آن بخش از کلام دارای آرایه مثل است.

بی گمان دیوار طبع پست خاک‌آلود ماست

 

گر بود کوتاهتر دیواری از دیوار بود

تمثیل و اسلوب معادله

هر گاه برای تاًیید یا روشن شدن مطلبی (معمولاً پیچیده) آن را به موضوعی ساده تر تشبیه کنیم یا برای اثبات موضوعی نمونه‌ای بیاوریم آرایه تمثیل را به کار گرفته اییم

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش

 

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

(حافظ خطاب به زاهدان و واعظان می‌گوید که من اگر خوب یا بد هستم ربطی به شما ندارد و شما همان بهتر که مراقب اعمال خود باشید، همچنان که هر کسی هنگام درو آنچه را که خود کاشته است برداشت می‌کند. شاعر برای درستی گفته خود در مصراع نخست، در مصراع دوم موضوعی ساده را که درستی ان بر همه آشکار است به عنوان نمونه‌ای برای ان ذکر می‌کند.)

ایهام

هر گاه واژه یا ترکیبی که دارای دو معنی است به گونه‌ای در کلام به کار رود که هر دو معنا از ان قابل برداشت باشد آرایه ایهام شکل می‌گیرد.گاهی منظور اصلی تنها یکی از ان دو معنا است و گاهی هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.

غرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد

 

گفتم افسانه شیرین و به خوابش کردم

شیرین: زیبا و دلنشین، معشوقه فرهاد

ای دمت عیسی دم از دوری مزن من غلام آن که دوراندیش نیست(دوراندیش:عاقبت نگر/آنکه به دوری وجدایی بیندیشد.)

ایهام تناسب

گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد در این نمونه از واژه هوا تنها یک معنا برداشت می‌شود که آن هم آرزو است.

تشبیه

در تشبیه دو مورد پر پایه اشتراکی که در صفتی دارند به هم مانند می‌شوند مورد اصلی را مشبه و موردی که مشبه به ان تشبیه می‌شود مشبه به می نامند.صفت مشترک میان مشبه و مشبه به دلیل شباهت یا وجه شبه نامیده می‌شود.یا گاهی از واژه‌های از قبیل «مثل»،«مانند»...استفاده می‌شود.که به آنها ادات تشبیه گویند.

مجاز

به کار رفتن واژه‌ای به جای واژه دیگر مجاز نام دارد.هیچ گاه چنین امری ممکن نیست مگرآنکه میان آن دو واژه در خارج از کلام رابطه‌ای بر قرار باشد.

آن قدر گرسنه ام که می‌توانم تمام ظرف را بخورم. رابطه‌ای میان دو واژه‌ای ظرف و غذا در این عبارت است.

استعاره

هر گاه واژه‌ای به دلیل شباهتی که با واژه دیگر دارد به جای آن به کار رود استعاره پدید می‌آید.(همچنین بیان امری نا شناخته بر حسب امر شناخته شده.)

بر کشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار.(کشته‌ها به کسر«ک»)

در این عبارت رحمت خدا به باران مانند شده است.روشن است که در این عبارت،منظور از کشته‌ها معنایی لفظی آن نیست بلکه مقصود اعمال بندگان است.

کنایه

جملات و عباراتی که منظور نویسنده یا گوینده از بیان آنها،چیزی غیر از معنای ظاهری و لفظی آن عبارات یا جملات است.که به آنها کنایه گوییم.

آب از دستهایش نمی چکد.

معنایی لفظی:نمی گذارد قطره‌ای آب از دستهاییش به روی زمین بچکد. معنایی کنایی:هیچ چیزی از او به دیگران نمی‌رسد،خیلی خسیس است.

تشخیص(انسان نمایی)

هر گاه با نسبت دادن عمل،حالت یا صفتی انسانی به یک غیر انسان،به آن جلوه انسانی ببخشیم،آدم نمایی شکل می‌گیرد.

طعنه بر طوفان مزن،ایراد بر دریا مگیر بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد

دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است و طبیعتاً بوسه گرفتن موج،بوسه دادن ساحل را به همراه دارد.پس در مصراع دوم به ساحل و موج حالت و رفتاری انسانی نسبت داده شده است.

حس آمیزی

هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است.به چیزی نسبت دهیم که با ان حس قابل احساس نباشد،آرایه حس آمیزی آفریده می‌شود که در زبان روزمره نیز کم کاربرد نیست.

مزه پیروزی را چشید.

در این عبارت «مزه» که مربوط به حس چشایی است به پیروزی نسبت داده شده است.اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست.

جستارهای وابسته

منابع

  • بیان در شعر فارسی، دکتر بهروز ثروتیان
  • راهنمای اموزش زبان فارسی، دکتر

جناس،جناس تام، جناس ناقص، جناس زايد، جناس مركب، جناس مضارع، جناس لاحق،

  
وقتی نویسنده یا شاعر در سخن خود کلمات هم­جنس بیاورد که در ظاهر به یکدیگر شبیه و در معنی مختلف باشند، از صنعت جناس استفاده کرده است.[1]
 
انواع جناس
جناس تام: وقتی است که دو کلمه­ی متجانس در لفظ یکی باشند اما در معنی مختلف؛ اما فرق معنایی دو کلمه از مضمون کلام فهمیده می­شود.
        پدر با پسر یکدگر را "کنار"
                                  گرفتند و کرده غم از دل "کنار"
                                                   اسدی طوسی
 
جناس ناقص(محرَّف): آن است که دو کلمه­ی متجانس در حروف یکی باشد ولی در اعراب(مصوت) متفاوت باشند.
       صبحدم ناله­ی "قُمری" شنو از طرف چمن
                                  تا فراموش کنی فتنه­ی دور "قَمری"
                                                           ظهیر فاریابی
 
جناس زاید: جناسی است که یکی از کلمات متجانس نسبت به دیگری، حرفی در آغاز یا وسط یا آخر اضافه دارد. پس بر سه نوع است:
"مختلف­الاول(مطرف)، مختلف­الوسط، مختلف­الاخر(مذیَّل)"
 
      شرف مرد به جود است و کرامت به سجود
                                        هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود
 
جناس مرکب: جناس مرکب یا مرفوّ(رفو شده) از اقسام جناس تام است و  بر دو نوع است: مفروق و مقرون:
1.    مفروق: دو کلمه متجانس، هم­هجا(هم­وزن) هستند اما اختلاف در تکیه دارند.
      گرچه خود این پایه­ی بی­همسریست
                                                پای مرا هم سر بالاتریست
                                                                         نظامی
 
2. مقرون: هر دو کلمه متجانس مرکب باشند در این صورت بدان جناس مقرون گویند.[2]
         قوم گفتندش که ای خر! گوش­ دار
                                                خویش را اندازه­ی خرگوش دار
                                                                              مولوی
 
جناس مضارع: وقتی اختلاف صامت­های آغازین دو رکن جناس کم باشد و به اصطلاح قریب­المخرج باشند، جناس مضارع است مثل گام و کام و یا مثل حالی و خالی در بیت زیر:
          علمی که ز ذوق شرع "خالی" است
                                            "حالی" سبب سیاه حالی است
                                                                            سنایی
  
جناس لاحق: اگر تمام دو کلمه متجانس یکی باشد، جز یک حرف در اول و یا وسط، آن­را جناس لاحق گویند مثل زندان و خندان:[3]
     امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
                                بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا
                                                                                   مولوی
 
جناس خط: وقتی ارکان جناس در حروف یکی و در تلفظ و نقطه­گذاری متفاوت باشند مثل بیمار و تیمار:
         درشت است پاسخ ولیکن درست
                                           درستی درشتی نماید نخست
                                                              ابو شکور بلخی
 
 
جناس لفظ: این نوع جناس در مقابل جناس خط است یعنی کلمات متجانس در تلفظ یکی و در نگارش متفاوت باشد مثل خوار و خار:
         که کمتر کس ار جنگ را خاستی
                                           درآورد گه لشکری خواستی
                                                           اسدی طوسی
 
جناس مکرر(مزدوج): دو کلمه متجانس را در آخر سجع­های نثر یا در آخر ابیات کنار هم بیاورند:
       هست شکّربار یاقوت تو ای عیار یار
                                   نیست کس را نزد آن یاقوت شکّربار، بار
                                                                              معزی
 
جناس اشتقاق(اقتضاب): در این نوع جناس کلمات متجانس در مصوت بلند با یکدیگر فرق دارند که این نوع جناس موسیقایی­ترین نوع جناس است. مثل یاری و یارا:[4]
    مرا ز انصاف یاران نیست یاری
                                      تظلم کردنم زآن نیست یارا
                                                              خاقانی
 
جناس در کلام
انواع جناس که تاکنون بررسی شد همه در سطح کلمه بود، اما روش تجنیس در سطح جملات یک مصداق بیشتر ندارد و آن وقتی است که تمامی یا اکثر کلمات دو جمله یکسان و یک یا دو مورد آن جناس تام باشد. در این صورت وجه تشخیص، تکیه و آهنگ کلام است:[5]
       چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت
                                          چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت
                                                                                  مولوی
 

قَصیده

قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده‌ می‌شود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. از همین روست که در دیوان‏های شاعران قصیده سرا به قصیده‌های کمتر از بیست بیت یا متجاوز از ۱۷۰ یا ۲۰۰ بیت بر می‏خوریم. قصیده می‌تواند بر وزنهای گوناگونی باشد.[۱]

وجه تسمیه

از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده ‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده. [۲] در ادبیات ترکی قصیده متکاملتر از نوع خود در ادبیات فارسی است و طنطنه وشکوه آن بیشتر . همچنین در ترکی، آلایش مدح تملق وچابلوسی که خوی برخی از شعرا مانند عنصری، فرخی، امیر معزی، قاآنی شیرازی و... بوده است، به چشم نمی خورد وسر تاپای قصاید ترکی صدای توحید، وذکر فضائل رسول اکرم(ص)و ائمه(ع)و اولیاءالله و مضامین والای الاهی وانسانی است. چناکه در تقسیم بندی نوع قصیده در ترکی به عنوان (مدیحه) برخورد نمی کنیم(از جم دپلچین صفحه 122). و اصولاً خوی مسلمانان با مدح وتملق وچابلوسی بیگانه بوده است .(نقدالشعر ص 37)

تحولات

قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که می‏توان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:

الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغه‏های شاعرانه پرداخته می‏شده است.

ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.

ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.

د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوه‏ی او به وسیله‏ی عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.

ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.

و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعه‏ی کتاب‏خوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملک‏الشعرا بهار سراغ گرفت.

قوانین و اصطلاحات

قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. به چند بیت ابتدایی قصیده تشبیب، نسیب و یا تغزل گفته می‌شود که همان نقش مقدمه را ایفا می‌کند. تخلص به حلقه واسطه میان تغزل و مدح یا تنه اصلی شعر گفته می‌شود. ابیات پایانی قصیده نیز معمولا به ثنا و دعا اختصاص دارند. به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع های زوج هم قافیه می‌گردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند. [۴]

 قصیده‌سرایان بزرگ فارسی

1.       همایی، استاد جلال‌الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴

2.       همایی، استاد جلال‌الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴

3.       آرایه‌های ادبی(قالب های شعر، بیان و بدیع). (ISBN 964-05-0036-4)

4.       آرایه‌های ادبی(قالب های شعر، بیان و بدیع). (ISBN 964-05-0036-4)

 

انواع روشهای بحث گروهی در تدریس

 


  روش بحث گروهي

روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص که موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث است. اين روش براي کلاسهايي قابل اجراست که جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است که به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان کنند.



  چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس کرد؟

1- موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.
2- فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند کسب کنند.
3- موضوع موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.
(در اين روش، شاگردان بيش از استفاده از کتاب يا معلم، خود مولف به يافتن نتايج، اصول و راه حلها هستند و اين در صورتي است که شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.)
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي کارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.

درباره موضوعاتي که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه کند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يک فيلم و ...
معلم بايد تا حد امکان مفيد را نيز به فراگيران معرفي کند و به هر يک از آنها يک منبع ارائه کند تا در بحث گروهي، ديدگاههاي مختلف مطرح شود و اين موضوع به توانايي علمي و مفني معلم برمي گردد. به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي که از اين روش استفاده مي کند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت کند که موضوع به بيراهه کشيده نشود.
 



  در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد؟

1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص
2- ايجاد و پرورش تفکر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجربه و تحليل بپردازد.)
3- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع (بيشتر دانش آموزان از اين که در کلاس اظهارنظر کنند، مي ترسند.)
4- تقويت توانايي انتقاد پذيري ( به شرطي که انتقادگري به معناي عيبجويي و ايراد گرفتن نباشد.)
5- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يک نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود که وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)
6- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اکثر دانش آموزان فعال هستند، ساکت نمي نشينند.)
7- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري
8- آشنايي با روش کسب اطلاعات و حل مسايل
9- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي
 



  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي

1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب کلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.

2- فراهم کردن زمينه هاي مشترک:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يکسان شود.

3- تعيين نحوه آرايش شبکه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است.
- رهبر گروه
- شاگردان
- شخص مهمان
- ناظر يا ارزياب
 



  مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي

1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم کردن امکانات
ب: شرکت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يک شنونده کاهش دهد.
ج: کنترل و هدايت بحث
 



  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي

معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود.  



  محاسن و محدوديتهاي روش بحث گروهي
الف) محاسن

1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يکديگر (دانش آموزان)
2- تقويت حس همکاري و احساس دوستي
3- ارزيابي افراد از خود
4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي
5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران
6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افکار
 



  ب) محدوديتها

1- اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست.
2- براي شاگردان دوره ابتدايي چندان مناسب نيست.
3- روش اجراي آن بسيار مشکل است و به مهارت احتياج دارد.
 

تشکيل خاک (مربوط به درس حرفه و فن و زراعت)



 

خاک :
خاک بالاترين سطح تخريب ليتوسفر بوده و با پذيرفتن موجودات زنده و ارتباط با آب و هواي محلي از تغيير شکل سنگ ها در اثر عوامل زمين شناسي نتيجه مي شود.



  کاني هاي سازده پوسته زمين :

کاني :
عبارتست از مواد معدني با ترکيب شيميايي معين و با خصوصيات فيزيکي نظير شکل، سختي تا نقطه ذوب، رنگ معلوم و مشخص  



  کاني هاي خاک از نظر ترکيب شيميايي به دو دسته بزرگ تقسيم مي شوند :

الف) کاني هاي غيررسي :
کاني هاي غيررسي سيليکاتي که در ساختمان آنها سيليکات به صورت sio4 وجود دارد و مي تواند بدون آهن و منيزيم و با آهن و منيزيم باشند. اين کاني ها بيشتر در بخش شن و سيليت خاک مشاهده مي شود، از انواع مهم آن، مي توان، ميکا ، کوارتز، فلدسپات، اليدين و هوربنلاند را نام برد.

ب) کاني هاي غيررسي :
در ساختمان آنها sio4 وجود ندارد و بيشتر در جزء رس خاک ديده مي شود و بعضي مواد غذايي خاک را تأمين مي کنند، مثل هاليت – ژيپس – کلسيت  

کاني هاي مهم خاک

نام کاني فرمول شيميايي مشخصات
 

کوارتز

کانيهاي اوليه

SiO2

سخت ، به کندي هوا ديده

مي شود ، ماده اصلي شن

سخت ، هوا ديدگي متوسط ،

مواد مغذي خاک را تامين

 مي کند

فلدسپار:

اورتوکلاز

( K, Na) Al Si3 O8
پلاژيوکلاز ( Ca , Na )Al (Al , Si ) Si2 O8
ميکا:

مسکويت

 

 

K Al3 Si3 O10 (OH)2

مهمترين منبع تامين پتاسيم

و رسها

بيوتيت K Al (Mg , Fe) Si3 O10 (OH)2
هورنبلاند

Ca (Al , Fe )4 (Mg , Fe)4 Si6 O24

آپاتيت

 

 

3Ca3 (PO4 )20 Ca F2

 

کلسيت

کانيهاي ثانويه

Ca CO3

مهمترين کاني تامين کننده

فسفر در خاک

دولوميت ( Ca , Mg) ( CO3 )2

در سنگهاي آهکي مناطق خشک يافت مي شود منبع Ca

يا منيزيم در خاک

کانيها نسبتا محلول، در خاکهاي مناطق خشک يافت

مي شود.

منبع تامين کننده آهن در خاک ، بر حسب وجود يا عدم

وجود آب به رنگ زرد يا قرمز ديده مي شوند.

در اثر ترکيب سيسيل محلول (اوپال) به وجود

مي آيد.

ژيپس Ca SO4 , 2H2 O
اکسيدهاي آهن Fe O , XH O
کوارتز SiO2
رسها:

ورميکوليت

 

پيچيده

کائولينيت  
 


  عوامل مؤثر در تشکيل خاک :

 

الف) عوامل فيزيکي : اين عوامل موجب خرد شدن سنگ ها و تبديل آنها به قطعات کوچکتر مي شود و بدون آن که خواص شيميايي آنها تغيير کند، در حقيقت اين اولين مرحله تشکيل خاک به حساب مي آيد و عبارتست از :
1 – يخبندان
2 – گرم شدن غير يکنواخت
3 – فشار مکانيکي ريشه گياهان
4 – نيروي حاصل از رشد بلورهاي نمک
5 – انرژي حرکتي آب و باد در يخچال و نيروي ثقل

ب) عوامل شيميايي : در اثر اين عوامل جنس مواد و خواص شيميايي سنگ ها و کاني ها تغيير مي نمايد. بنابراين هر چه سنگ ها ريزتر باشند، هواديدگي شيميايي اتفاق مي افتد. در اثر اين پديده شيميايي ساختار اصلي کاني ها تغيير يافته و کاني هاي جديد حاصل مي شود، اين عوامل عبارتست از :
1 – حل شدن
2 – هيدروليز
3 – عمل اکسيداسيون و احياء
4 – هيدراسيون يا آبگيري
5 – کرباسيون يا کربناته شدن

ج) عوامل بيولوژيکي : فعاليت گياهان و جانورا و موجودات ذره بيني عامل مهم در تشکيل خاک مي باشد، اين عوامل عبارتست از :
1 – اثر گياهان
2 – اثر جانوران
3 – موجودات ميکروسکوپي

د) عامل زمان : زمان به تنهايي عامل مؤثر تشکيل خاک نيست ، بلکه در طول زمان عوامل مؤثر فيزيکي و شيميايي در تشکيل و تحول خاک اثر مي کنند.

پروفيل خاک : در نتيجه فعاليت هاي فيزيکي و شيميايي به تدريج در خاک لايه ها و طبقاتي تشکيل مي شود که از نظر جنس و رنگ و ضخامت با يکديگر متفاوتند، در اين صورت بين خاک جوان و جديد و خاک متکامل و رسيده از نظر ظاهري اختلاف ايجاد مي شود، به اين لايه ها در خاک شناسي Horizan مي گويند و مجموع افقها را نيم رخ خاک يا پروفيل خاک مي گويند.

افق O :
سطحي ترين لايه خاک بوده و معمولاً داراي بقاياي تجزيه شده و تجزيه نشده گياهان مي باشد.

افق A:
زير افق O وجود دارد و در صورت نبودن افق O در سطح خاک قرار مي گيرد و از نظر مواد غذايي و اکسيژن غني تر مي باشد.

افق B:
زير افق A وجود دارد و به طور معمول تجمع مواد شسته شده از طبقه A بوده و به اين علت افق ذخيره ناميده مي شود.

افق c :
زيرا افق B قرار دارد و معمولاً محتوي سنگ هايي که خاک از آنها تشکيل يافته، مي باشد.

افق R:
سنگ هاي پوسته زين که به آنها سنگ بستر نيز مي گويند  



  در اصطلاح عاميانه خاک به دو طبقه تقسيم مي شود :

الف) خاک و سطح الارض :
قسمتي از خاک سطحي را که بيشتر فعاليت هاي کشاورزي اعم از شخم و کوددهي و کاشت و بذر و .... در آن انجام مي شود. از نظر علمي اين بخش خاک مجموعه افق هاي A و B خاک مي باشد. هر چه ضخامت آن بيشتر باشد از نظر زراعي ارزش بيشتري دارد.

ب) خاک تحت الارض :
در زير خاک، سطح الارض قرار دارد و معمولاً متراکم و فشرده بوده است. در اين بخش به علت عدم اکسيژن و فشرده بودن خاک موجودات ذره بيني فعاليت چنداني ندارند و در اصطلاح علمي شامل افق c و بخش زيرين افق B مي باشد. همچنين از نظر زراعت ارزش خاصي ندارد.  



  عمق خاک هاي زراعي :

منظور از عمق خاک، ضخامت خاک سطح الارض مي باشد. هر چه ضخامت خاک سطح الارض بيشتر باشد خاک عميق تر و هر ه اين ضخامت کمتر باشد، خاک کم عمق تر خواهد بود. بديهي است خاک هاي زراعي بايد عميق باشند.  



  خصوصيات خاک هاي عميق :

1 – در خاک هاي عميق امکان جذب مواد غذايي و آب به دليل گسترش ريشه بيشتر مي باشد.
2 – در نتيجه افزياش جذب عناصر غذايي، رشد و نمو گياه بيشتر بوده و ميزان محصول افزايش مي يابد.  



  اجزاي تشکيل دهنده ي خاک :

الف) بخش جامد خاک :
1 – مواد معدني : شامل کاني هاي حاصل از تخريب و تجزيه سنگ ها بوده که به صورت اصلي يا تغيير شکل يافته، مي توان وجود داشته باشند. مواد معدني بخش جامد خاک شامل شن، سيلت و رس مي باشند.
2 – مواد آلي : جانداران ريز و درشتي که در خاک زندگي مي کنند، همگي در اثر فعاليت خود باعث بوجود آمدن مواد آلي در خاک مي شوند

ب) بخش خلل و فرج : فضاهاي خالي بين ذره ها، خلل و فرج خاک محسوب مي شود و هوا و آب مورد نياز گياهان را در خود جاي مي دهد. در خاکي که فضاي خالي يا خلل و فرج کم باشد گياهان قادر به رشد نخواهند بود.  

 

    

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

 

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت        بادت  اندر شهریاری مستدام  و  پر دوام

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش                       اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام

                                                                                         

                                                                                                   حافظ

هفت اصل در یادگیری انگلیسی

 
 

Imagine speaking English automatically... without thinking. The words come out of your mouth easily, and fast.   You understand instantly.

To do this, you must change the way you study English. Your 7 suggestions:

 

 

1

Your first action is to stop studying English words. What?


     Stop studying English words.


That's right, do not memorize words.  Native speakers do not learn English by remembering single words.  Native speakers learn phrases.

 

2

This is your second rule. 

   Stop studying grammar. 

Right now.  Stop.  Put away your grammar books and textbooks.  Grammar rules teach you to think about English, you want to speak automatically-- without thinking!

 

3

The rule is listening.

               Listening, listening, listening.  

You must listen to UNDERSTANDABLE English.  You must listen to
English EVERYDAY. Don't read textbooks. Listen to English. 

 

4

You must learn English deeply. 

    Learn deeply, speak easily.
    Learn deeply, speak easily.

 

How do you learn deeply?  Easy--  just repeat all lessons or listening many times.  For example, if you have an audio book, listen to the first chapter 30 times before you go to the second chapter.  You could listen to the first chapter 3 times each day, for 10 days

 

5

They are the most powerful way to learn and use English grammar automatically. 

       Use Point of View Stories for Automatic Grammar
       Use Point of View Stories for Automatic Grammar
 

You must learn grammar by listening to real English.  The best way is to listen to stories... told in different times (points of  view):  Past, Perfect, Present, Future. 

 

6

If you want to understand native speakers, you must stop learning English from textbook tapes and CDs.  

To learn real English, you must listen to real English conversations... not to actors reading.  You listen to native speakers speaking real English.  You must study real conversations.

     Listen only to English conversations
     Listen only to English conversations
     Listen only to English conversations


How do you learn casual English? It's easy.  Stop using textbooks.  Instead, listen only to English conversations, movies, TV shows, audio books,  audio articles, stories, and talk radio shows.  Use real English conversations. 

After 6 months of real English, Megdelio could speak easily.

 

7

Listen and Answer, not Listen and Repeat

    Use Listen & Answer Mini-Story Lessons
    Use Listen & Answer Mini-Story Lessons


In each Mini-Story Lesson, a speaker tells a short simple story.  He also asks a lot of easy questions.   Every time you hear a question, you pause and answer it. 

You learn to answer questions quickly-- without thinking.  Your English becomes automatic.  

 

این شعر در قالب قطعه سروده شده است

گلی خوش‌بوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری؟ که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا، من گِلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال هم‌نشین در‌من اثر کرد وگرنه، من همان خاکم که هستم
                 سعدی 

 

قِطعه مجموعهٔ ابیاتی را گویند که بر یک وزن و قافیه باشد، و از آغاز تا انجام همگی به یکدیگر مربوط بوده، پیرامون یک قصّهٔ شیرین، یک موضوع اخلاقی، یا تهنیت و تعزیت و مدح و هجو و مانند آن پدید آمده باشد. بر خلاف قصیده، بیت مَطلَع در قطعه مُصَرَّع نیست.

تعداد ابیات یک قطعه، حدّ اقل ۲، و حدّ اکثر آن به طور معمول ۱۵ است، ولی گاهی تا ۵۰ بیت و بیش از آن هم رسیده‌است.

در میان شعرای پارسی‌گوی از رودکی تا کنون، همواره، قطعه‌سرایی رواج داشته است. لیکن، انوری، ابن یمین، و پروین اعتصامی بیش از دیگران به‌این قالب شعری پرداخته‌اند.

رباعی خیام نیشابوری

 

اسرار ازل را نه  تو دانی و  نه  من

وین حرف معما نه تو خوانی ونه من

                                               هست از پس پرده  گفتگوی  من و تو

                                                چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

تک بیتی از سعدی

 

 

به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود

                                               نیرزد آنکه دلی را زخود بیازاری

 

این تک بیت بر سر در خانه ی دکتر حسابی نوشته شده است 

رشد رياضي

 



  درس 3 - جاده اعداد
درس 4 - تعداد حرفها چند تاست؟

اين بازي را با يكي از افراد خانواده ات انجام بده!
براي انجام اي بازي يك دانه لوبيا لازم داريد.
1- لوبيا را در خانه ((شروع)) قرار دهيد!
2- لوبيا را به نوبت در جاده اعدا حركت دهيد!
مي توانيد لوبيا را 1 ، 2 يا 3 خانه حركت بدهيد!
3- كسي كه لوبيا را به خانه پايان برساند برنده است.


 

چه كسي برنده شد؟
يك بار ديگر با هم بازي كنيد!
اين بار برنده كيست؟
جاده اعداد را خودت بساز !
جاده اعداد را طولاني تر كن! (مثلا آن را تا عدد 20 يا بيشتر ادامه بده!)
بازي را روي جاده اعدا جديد تكرار كنيد.
 



  درس 4
تعداد حرفها چند تاست

 

مي تواني حرفها را بشماري.
در اين صفحه چند تا حرف ((ش)) مي بيني؟
در اين صفحه چند تا حرف ((ت)) مي بيني؟
تعداد حرف هاي ((ش)) و ((ت)) را بشمار!
چند تاست؟
در اين صفحه چند تا حرف ((ر)) مي بيني؟
تعداد حرفهاي((ش)) و((ر)) را بشمار!
چندتاست؟
 

چراهاي شگفت انگيز علم وتجربه

 



  علم چيست؟

 

به کمک علم مي فهميم که بعضي از چيزها در دنياي اطراف ما چگونه و چرا اتفاق مي افتند، اتفاق هايي بسيار عادي و روزمره براي مثال : مي فهميم وقتي آب بخار مي شود، به کجا مي رود. يا به پاسخ پرسش هاي پيچيده ديگري پي مي بريم، از جمله اين که چرا براي زنده ماندن، به آب احتياج داريم !
1-آشپزخانه، مکان مناسبي براي يک دانشمند است. شير آب را باز کنيد و به آبي که از آن جاري مي شود. نگاه کنيد. همه چيزهايي که مثل آب جاري مي شوند. مايع هستند.
2- اکنون يک تنگ را پر از آب کنيد و کمي از آب داخل آن را در ليوان بريزيد. بيشتر موادي که به شکل مايع هستند. اگر در شرايط مناسب قرار گيرند، جاري مي شوند. اما سرعت جاري شدن برخي از آنها بيشتر از بقيه مي باشد.
براي مثال :
کمي عسل را در داخل بشقابي بريزيد.آيا سرعت جاري شدن عسل مثل آب است؟
3- ليوان پر از آبي را مدت يک يا دو ساعت در فريزر بگذاريد. وقتي آن را بيرون مي آوريد. چه مي بينيد؟ آب ديگر مايع نيست و تبديل به جامد شده. يعني يخ زده است و ديگر از ليوان نمي ريزد.



  کار دانشمندان چيست؟

يکي از کارهاي دانشمندان اين است که همواره ازخود سوال مي کنند. سپس با آزمايش و بررسي هر چيز از نزديک، به پرسش هاي خود پاسخ مي دهند. اغلب اوقات دانشمندان پاسخ پرسش هاي خود را مي يابند، اما هميشه اين طور نيست!
4- همه موادي که مايع هستند تغيير شکل مي دهند. اما اجسام جامد اين خاصيت را ندارند کمي آب را در داخل يک قالب کيک پزي بريزيد. آب تمام سطح قالب را مي پوشاند اما اگر قالب کيک پزي را با يخ پر کنيم چه اتفاقي مي افتد؟
5- از بزرگترها بخواهيد که در يک قابلمه يک ليوان آب بريزند و آن را حرارت دهند. بعد از چند دقيقه مي بينيد که آب بخار مي شود! اکنون قابلمه را از روي حرارت برداريد و بگذاريد تا آب داخل آن سرد شود. سپس آب را داخل همان ليوان بريزيد. اکنون مقدار کم تري آب در ليوان مي بينيد! مي دانيد چه اتفاقي افتاده است؟
6- وقتي آب مي جوشد از حالت مايع به حالت گاز تغيير شکل مي دهد که به آن بخار آب مي گوييم. ما اين گاز را نمي بينيم و به نظر مي رسد که آب ناپديد شده است.
 



  کدام جانور مي تواند روي آب راه برود؟

حشرات ريزي مثل عنکبوت آبي که بي نهايت سبک هستند، مي توانند روي آب راه بروند. اين حشرات ريز به دليل وجود نيرويي به نام کشش سطحي است که مي توانند روي آب بمانند. اين نيرو سطح آب را مي کشد و روي آب چيزي شبيه پوسته تشکيل مي دهد.
قطره هاي باران کاملا گرد نيستند. بلکه قسمت زير آنها مسطح است.
 



  چرا قطره هاي آب گرد هستند؟

قطره هاي آب تقريبا گرد هستند. زيرا نيروي کشش سطحي، شکل آنها را مي سازد. قطره ها وقتي بزرگ مي شوند، پهن هم مي شوند و شکل دايره اي خود را از دست مي دهند. زيرا سنگين تر از آن مي شوند که کشش سطحي بتواند روي آنها تاثير بگذارد.
بعضي از مارمولک ها به قدري تند مي دوند که بدون رفتن به زير آب. مي توانند از رودخانه عبور کنند. اين قدرت آن ها براي فرار از خطر بسيار خوب است.
با يک ني که سر ان صابوني است. به آرامي روي يک قطره آب فشار بياوريد. قطره آب پهن مي شود.چون صابون نيروي کشش سطحي آب را از بين مي برد. به همين دليل قطره آب شکل گرد خود را از دست مي دهد.
 



  چرا صابون کف مي کند؟

با اضافه کردن صابون به آب، نيروي کشش سطحي کاهش مي يابد و پوسته سطح آب منبسط مي شود. وقتي داخل حلقه هوا مي دميم تا حباب بسازيم، اين پوسته به راحتي کشيده و حباب تشکيل مي شود.  



  چرا بازوبندهاي لاستيکي شنا، ما را روي آب نگه مي دارند؟

 

وقتي بازو بندهاي لاستيکي شنا را باد مي کنيم، در واقع آن را پر از هوا مي کنيم.هوا بسيار سبک تر از آب است. به همين دليل روي سطح آب مي مانيم. اما خود آب هم به ما کمک مي کند تا روي آب شناور بمانيم. هر چيزي که وارد آب شود، آب آن را به طرف سطح مي کشاند.
شناور شدن در آب شور بسيار آسان تر از شناور شدن در آب شيرين است. در بحرالميت واقع در خاورميانه آب به قدري شور است که شناگران اگر شنا هم بلد نباشند. غرق نمي شوند و روي سطح آب مي مانند.
به کمک بازو بندهاي لاستيکي شنا مي توانيم روي آب شناور بمانيم و شنا کردن را ياد بگيريم. هواي داخل بازوبند مانع از فرو رفتن و غرق شدن ما در آب مي شود.
خودتان آزمايش کنيد !
پنج شي بسيار سنگين و پنج شي سبک پيدا کنيد و آنها را روي آب قرار دهيد. حال نتيجه را مشاهد کنيد.
غواص ها بايد به زير آب بروند. آنها براي انجام اين کار کمربندهاي سنگيني به خود مي بندند که به آنها وزنه هايي آويزان است. اما شما اين کار را نکنيد. بيش تر ماهي ها کيسه اي به نام کيسه هوا دارند. کار اين کيسه شبيه بازوبندها ي شناست. وقتي ماهي اين کيسه را پر مي کند. بالا مي آيد و وقتي آن را خالي مي کند. پايين مي رود.
 



  چرا کوسه ماهي دائم شنا مي کند؟

 

وقتي کوسه ماهي شنا نمي کند و بي حرکت مي ماند، مثل يک سنگ پايين مي رود. اين حيوان در مقايسه با اندازه و جثه اش، تقريبا سنگين است و کيسه هوا ندارد. کوسه ها هم مثل ما بايد دائم شنا کنند تا بتوانند خود را در آب نگه دارند.  



  چرا بدن انسان انرژي مصرف مي کند؟

 

انرژي ذخيره شده در بدن ما، از غذاها به دست مي آيد. ما براي انجام هر فعاليتي به انرژي نياز داريم از جمله راه رفتن، دويدن، پريدن و حتي حرف زدن يا نوشتن، وقتي گرسنه هستيم، بدن به ما علامت مي دهد تا انرژي مصرف شده را جايگزين کنيم.
وقتي مي دويم. انرژيِ ذخيره شده در بدن ما به حرکت تبديل مي شود.
انرژي که از يک سيب به دست مي آوريم به ما امکان مي دهد تا نيم ساعت بخوابيم.
انرژي هيچ وقت ايجاد نمي شوند و از دست هم نمي رود. بلکه در هر لحظه تبديل مي شود. وقتي کمان را مي کشيم. بازوي ما انرژي را به کمان منتقل مي کند. وقتي تير را رها مي کنيم. اين انرژي به حرکت تبديل مي شود.