جشن پایان سال تحصیلی و اهدای لوح تقدیر







جشن پایان سال تحصیلی 88-89 در نمایندگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران به اتفاق سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران ، کارکنان سفارت ، دانش آموزان و اولیا







جشن پایان سال تحصیلی 88-89 در نمایندگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران به اتفاق سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران ، کارکنان سفارت ، دانش آموزان و اولیا


بنای احیای آفریقا شامل مجسمه ای به ارتفاع 52 متر از جنس برنز و مس می باشد که روی یکی از تپه های دوقلوی آتش فشانی (ممل) در منطقه اووکام شهر داکار واقع شده و روی تپه دیگر نیز فانوس دریایی قرار گرفته است
این بنا سمبل یک زوج آفریقایی و فرزند آنها می باشد که از میان صخره ها که نشانگر چند قرن حیات این قاره در تاریکی و ظلمات، فقر و عقب ماندگی است به سمت آسمان و روشنی قد برافراشته است
مرد خانواده فرزند خود را بر دوش کشیده و همسر را در کنار خود نگه داشته و به جهت شمال و غرب که فرزند آنها نشانه رفته نگاه می کنند
و این نیز به معنای آن است که این قاره خواهان حرکت به سمت پیشرفت، توسعه، ترقی و روشنی و حیات روی زمینی که متعلق به همه ا نسانهاست، در عدالت و مساوات می باشد
این پروژه توسط کشور کره شمالی به ارزش تقریبی 12 میلیارد فرانک سیفا (حدود 18.3 میلیون یورو) اجرا گردید و طول عمر آن حدود 1200 سال پیش بینی شده است
در این بنا همچنین یک رستوران پانارومیک به همراه آسانسوری به ظرفیت 15 نفر قرار گرفته که بازدیدکنندگان را به قسمت سر مجسمه مرد هدایت می کند تا از آن مکان زیبایی کرانه های اقیانوس اطلس و شهر داکار برای توریستها و بازدیدکنندگان به نمایش کشیده شود
بنای احیای آفریقا در تاریخ 3 آوریل 2010 به هنگام پنجاهمین سالگرد استقلال سنگال توسط عبداله واد رئیس جمهور وقت این کشور و با حضور بسیاری از رؤسای کشورها و دولتها و مسئولین و مقامات عالیرتبه (جناب آقای متکی به نمایندگی از ج.ا.ایران) افتتاح گردید
با تشکر از جناب اقای حکمت و اقای سروش
مصرف مواد غذايي پروتئيني در دوران امتحان موجب عملكرد بهتر مغز مي شود. احمد رضا درستي مطلق، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، گفت: مصرف مواد غذايي حاوي پروتئين در طول روز و وعده هاي ناهار و شام موجب عملكرد بهتر مغز مي شود.
مصرف آب و مايعات فراوان در طول روز نيز موجب شادابي و افزايش قدرت يادگيري مي شود.
در هنگام مطالعه و درس خواندن، اغلب دانش آموزان احساس گرسنگي و خستگي دارند و مصرف ميان وعده ها براي كارايي بهتر مغز، از اهميت بيشتري برخوردار است.
پيشنهاد مي شود كه دانش آموزان در دوران امتحان در طول روز هر 2 ساعت
بسياري از دانش آموزان روزهاي پيش از امتحان را تا حد امكان به مطالعه مي پردازند و تصور مي كنند كه غذا و استراحت مانع مطالعه مي شود، در صورتي كه با تغذيه ي صحيح مي تواند بازده فكري را افزايش دهد.
بهتر است در زمان كار يا مطالعه، غذا مصرف نشود و براي اين كار زمان خاصي را در نظر بگيريد تا با آرامش بيشتري غذا مصرف شود.
غذاهاي نشاسته اي مانند ماكاروني، برنج و نان به دليل تأثير در كيفيت خواب، در شب امتحان مفيد است.
در روز امتحان نيز نيم ساعت قبل از شروع امتحان يك ماده قندي مصرف شود.
ميان وعده مصرف كنند كه مي تواند مغز پسته، فندق، بادام، گردو، كشمش، بادام زميني، چند عدد بيسكويت، شير يا ميوه و آب ميوه، كمي نان و پنير كم چرب باشد.
|
لطفا تا آخرش بخونید :
چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد
میگذره!
چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید
میریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره
که وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر میکنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما
وقتی که میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی میکشه لذت میبریم و از هیجان تو
پوست خودمون نمیگنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانیتر از حدش میشه شکایت
میکنیم و آزرده خاطر میشیم!
چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان
دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلیهای یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمیکنیم اما بقیه برنامهها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما سخنان قران رو به سختی باور میکنیم! چقدر خنده داره
که همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال میکنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا میگیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو میشنویم دو برابر
در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر میکنیم!
خنده داره اینطور نیست؟ دارید میخندید؟ یا دارید فکر میکنید؟ این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی است. آیا این خنده دار نیست که وقتی میخواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلیها را از لیست خود
پاک میکنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.
این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره |
*****************
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟
واپسین سخنان کورش بزرگ
حال که مرگ من فرا رسیده است ایران را مقتدر ترین کشور آسیا به دست شما می سپارم. من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزّت و سربلندی ایران زمین مغلوب شده باشم. تمام آرزوهایم برآورده شد و سیر زمان پیوسته به کام من بود ولی در تمام مراحل زندگی از شکست و ضعف در هراس بودم و هیچگاه مغرور نشدم و خودپسندی را هرگز به خود راه ندادم. در پیروزی های بزرگ، هیچگاه پا از دایره اعتدال بیرون ننهادم و حتی شادمانی بی جهت ننمودم. حال که آخرین لحظات زندگی را سپری می کنم خود را بسی خوشبخت و سعادتمند می دانم زیرا فرزندانم همگی عاقل و نیرومند هستند و وطنم ایران از همه جهت مقتدر و با شکوه است. آیندگان از من و کشورم به نیکی یاد خواهند کرد.
آیا با چنین موفقیتهایی نباید با خیالی آسوده چشم از جهان فروبندم. ای پسران عزیزم من هردوی شما را به خدا و سرزمینم را به شما می سپارم و از شما تقاضا دارم اگر می خواهید که رضای خاطر من فراهم گردد دست اتحاد و یاری به یکدیگر دهید تا پیوسته روح و روان من از شما شاد باشد. هرگز پای از دایره درستی و خدمت بیرون نگذارید، اگر کارهای شما پیوسته در راه عدالت و مهرورزی باشد دیری نمی انجامد که ارزش شما در میان مردم گسترش می یابد و قدرت شما روز به روز افزون تر می شود ولی اگر چنین نکنید روز به روز ضعیف تر می شوید و به پایان حکومت خود نیز نزدیک خواهید شد. از تاریخ درس بگیرید. انفاق در میان خانواده پادشاه بدون شک سلطنت و کشور را متزلزل می کند و ظلم و ستم دشمنی و کینه را ایجاد می کند. همیشه از کسانی عبرت بگیرید که در زندگی سرافراز بودند و پای از راه عدالت ونیکی بیرون ننهادند. فرزندان من، پس از مرگ بدنم را در طلا و نقره و امثال آن نپوشانید، زودتر آن را در آغوش خاک کشورم بسپارید زیرا که مهد همه نیکی ها، ثروتها و زیباییهاست. من عمر خویش را در یاری به مردم سپری نمودم. نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که این امر برایم از همه لذتهای زندگی بالاتر بود. اکنون حس می کنم که روحم آهسته آهسته از بدنم دور می شود و بسی سبک شده ام. این راهی است که همه شما نیز خواهید رفت. اگر از میان شما کسی می خواهد دستم را لمس کند و فروغ چشمانم را ببیند نزدیک شوید زیرا پس از مرگ راضی نخواهم بود دور من گرد آیید، حتی به شما فرزندانم نیز اجازه نمی دهم بدن بی روحم را نظاره کنید و آه بکشید. پس از مرگ من همه مردم ایران را برای شرکت در سر مزارم که پیکر بی جانم در آن خاک شده است فرا خوانید و از همگی پذیرایی نمایید. از هر شهری که آمدند بگذارید با رسومات و فرهنگ خودشان مراسم را اجرا کنند زیرا با این کار روح من در سرای ابدی بس شادمان و سربلند می شود. اینک برای آخرین بار می گویم که بهترین ضربتی که به دشمنان می توانید وارد کنید این است که: با دوستان خود با مدارا و نیکی رفتار کنید.
ماههای عربی، که دوازدهاند، عبارتند از: محرّم، صفر، ربیع الاوّل، ربیع الثانی، جمادی الاوّل، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوّال، ذی القعده و ذی الحجّة. از این ماهها، چهار ماه حرام است و آنها ذی القعدة، ذی الحجّة، محرّم و رجباند که در جاهلیّت نیز این چهار ماه را حرمت مینهادند و در این ماهها دست از جنگ و جدال میکشیدند. اسلام نیز این سنّت را تأیید کرده است. ماههای شمسی که از روزگار قوم «رَسَ» به جای ماندهاند، عبارتند از: فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند. در قدیم، شمار روزهای این ماهها چنین بوده است: ماه اوّل و دوم و چهارم، پنجم و ششم: 31 روز و ماه سوم: 32 روز و ماههای هفتم، هشتم، یازدهم و دوازدهم: 30 روز و ماه نهم و دهم: 29 روز. ولی از سال 1304 شمسی بنابر تصویب مجلس شورای ملّی بدین گونه تغییر یافت: شش ماه اوّل، هر کدام: 31 روز و پنج ماه بعد، هری یک: 30 روز و ماه آخر(اسفند): 29 روز. ماههای رومی، یا ماههای اسکندری که گویند در عهد اسکندر ذو القرنین بنیانگذاری شدهاند، عبارتند از: تشرین اوّل، تشرین آخر، کانون اوّل، کانون آخر، شباط، آواز، نیسان، ایار، خریران، تموز، آب و ایلول. مبدأ سال آنان، ترین اوّل است و زمانش نزدیک به هنگامی است که خورشید در اواسط میزان با اندکی تقدیم و تأخیر قرار میگیرد. چهار ماه آن، یعنی تشرین آخر، نیسان، خریران و ایلول، 30 روزند و شباط: 28 روز و باقی: 31 روز. « بخش پاسخ به سؤالات »

در امواج سند
به مغرب سينه مالان قرص خورشيد نهان مي گشت پشت كوهساران
فرو مي ريخت گردي زعفران رنگ به روي نيزه ها و نيزه داران
ز هر سو بر سواري غلت مي خورد تن سنگين اسبي تير خورده
به زير باره مي ناليد از درد سوار زخم دار نيم مرده
ز سم اسب مي چرخيد برخاك به سان گوي خون آلود، سرها
ز برق تيغ مي افتاد در دشت پياپي دست ها دور از سپرها
ميان گردهاي تيره چون ميغ زبانهاي سنانها برق مي زد
لب شمشيرهاي زندگي سوز سران را بوسه ها بر فرق مي زد
نهان مي گشت روي روشن روز به زير دامن شب در سياهي
در آن تاريك شب مي گشت پنهان فروغ خرگه خوارزمشاهي
دل خوارزمشه يك لمحه لرزيد كه ديد آن آفتاب بخت، خفته
زدست تركتازي هاي ايام به آبسكون شهي بي تخت، خفته
اگر يك لحظه امشب دير جنبد سپيده دم جهان در خون نشيند
به آتشهاي ترك و خون تازيك ز رود سند تا جيحون نشيند
به خوناب شفق در دامن شام به خون ،آلوده ايران كهن ديد
در آن درياي خون در قرص خورشيد غروب آفتاب خويشتن ديد
به پشت پرده شب ديد پنهان زني چون آفتاب عالم افروز
اسير دست غولان گشته فردا چو مهر آيد برون از پردهِ روز
به چشمش ماده آهويي گذر كرد اسير و خسته و افتان و خيزان
پريشان حال آهو بچه اي چند سوي مادر دوان وز وي گريزان
چه انديشيد آن دم، كس ندانست كه مژگانش به خون ديده تر شد
چو آتش در سپاه دشمن افتاد ز آتش هم كمي سوزنده تر شد
زبان نيزه اش در ياد خوارزم زبان آتشي در دشمن انداخت
خم تيغش به ياد ابروي دوست به هر جنبش سري بر دامن انداخت
چو لختي در سپاه دشمنان ريخت از آن شمشير سوزان، آتش تيز
خروش از لشكر انبوه برخاست كه: از اين آتش سوزنده پرهيز
در آن باران تيغ و برق پولاد ميان شام رستاخيز مي گشت
در آن درياي خون در دشت تاريك به دنبال سر چنگيز مي گشت
بدان شمشير تيز عافيت سوز در آن انبوه، كار مرگ مي كرد
ولي چندان كه برگ از شاخه مي ريخت دو چندان مي شكفت و برگ مي كرد
سرانجام آن دو بازوي هنرمند زكشتن خسته شد وز كار واماند
چو آگه شد كه دشمن خيمه اش جست پشيمان شد كه لختي ناروا ماند
عنان بادپاي خسته پيچيد چو برق و باد، زي خرگاه آمد
دويد از خيمه خورشيدي به صحرا كه گفتندش سواران: شاه آمد 2
ميان موج مي رقصيد در آب به رقص مرگ، اخترهاي انبوه
برود سند مي غلتيد برهم ز امواج گران، كوه از پي كوه
خروشان، ژرف، بي پهنا، كف آلود دل شب مي دريد و پيش مي رفت
از اين سد روان، در ديدهِ شاه1 ز هر موجي هزاران نيش مي رفت
نهاده دست بر گيسوي آن سرو بر آن درياي غم نظاره مي كرد
بدو مي گفت: <اگر زنجير بودي تورا شمشيرم امشب پاره مي كرد
گرت سنگين دلي اي نرم دل آب! رسيد آنجا كه بر من راه بندي
بترس آخر زنفرينهاي ايام كه ره براين زن چون ماه بندي!
زرخسارش فرو مي ريخت اشكي بناي زندگي برآب مي ديد
در آن سيما بگون امواج لرزان خيال تازه اي در خواب مي ديد:
اگر امشب زنان و كودكان را زبيم نام بد در آب ريزم
چو فردا جنگ بركامم نگرديد توانم كز ره دريا گريزم
به ياري خواهم از آن سوي دريا سواراني زره پوش و كمانگير
دمار از جان اين غولان كشم سخت بسوزم خانمانهاشان به شمشير
شبي آمد كه مي بايد فدا كرد به راه مملكت فرزند و زن را
به پيش دشمنان استاد و جنگيد رهاند از بند اهريمن وطن را
در اين انديشه ها مي سوخت چون شمع كه گردآلود پيدا شد سواري
به پيش پادشه افتاد بر خاك شهنشه گفت: آمد؟ گفت: آري
پس آنگه كودكان را يك به يك خواست نگاهي خشم آگين در هوا كرد
به آب ديده اول دادشان غسل سپس در دامن دريا رها كرد:
بگير اي موج سنگين كف آلود ز هم واكن دهان خشم، وا كن!
بخور اي اژدهاي زندگي خوار دوا كن درد بي درمان، دوا كن!
زنان چون كودكان در آب ديدند چو موي خويشتن در تاب رفتند
وزان درد گران، بي گفتهِ شاه چو ماهي در دهان آب رفتند
شهنشه لمحه اي بر آبها ديد شكنج گيسوان تاب داده
چه كرد از آن سپس، تاريخ داند به دنبال گل بر آب داده!
شي را تا شبي با لشكري خرد ز تنها سر، ز سرها خود افكند
چو لشكر گرد بر گردش گرفتند چو كشتي بادپا در رود افگند!
چو بگذشت از پس آن جنگ دشوار از آن درياي بي پاياب، آسان
به فرزندان و ياران گفت چنگيز كه: گر فرزند بايد، بايد اين سان! 3
بلي، آنان كه از اين پيش بودند چنين بستند راه ترك و تازي
از آن اين داستان گفتم كه امروز بداني قدر و برهيچش نبازي
|
بررسي عوامل استرس زا در شب امتحان |
|
در بسياري از موارد اولين استرس ها را افراد در دوران مدرسه تجربه مي كنند كه آثار منفي فراواني بر سلامت جسم و روان فرد تحميل مي كند. كاهش آثار آن مستلزم به كارگيري و راهكارهاي اساسي است تا از صدمات روحي و رواني به دانش آموزان جلوگيري كند.فصل خردادماه براي دانش آموزان ايراني فصل امتحانات پايان سال و اوج استرسهاي امتحان و نتيجه نمره است. * اضطراب امتحان يك كارشناس ارشد مشاوره و كارشناس مسؤول دوره متوسطه آموزش و پرورش در زمينه اضطراب امتحان گفت: يكي از شايعترين اختلالهاي اضطرابي در كودكان و نوجوانان اضطراب امتحان است.هاشم شيدايي مي افزايد: اضطراب امتحان نوعي خود اشغالي ذهني است كه خود كم انگاري و ترديد در مورد تواناييهاي فرد را به همراه دارد و اغلب باعث ارزيابي منفي و تمركز نداشتن حواس و واكنشهاي جسماني نامطلوب مي شود. * عوامل استرس زا اضطراب امري است طبيعي كه لازم و ضروري است و تا جايي كه بتوانيم فعال باشيم و كار را شروع كنيم مفيد است ولي اگر استرس باعث پرخوري، كم خوري، افت تحصيلي و ... باشد مضر است و اين اختلال و اضطراب بايد درمان شود. * علايم اضطراب شيدايي علايم اضطراب را براي آشنايي خانواده ها چنين بر مي شمرد: عصبي بودن، آرام و قرار نداشتن، احساس خستگي، سرگيجه، تكرار ادرار، طبش قلب، بي حالي، تنگي نفس، تعريق، لرزش، بي خوابي و دلهره. * روشهاي پيشگيري از استرس كارشناس مسؤول مشاوره دوره متوسطه تنها يك روش را براي كاهش اضطراب مفيد ندانست و اضافه كرد: هر فرد روش خودش را دارد براي همه افراد نمي توان يك روش كلي را تجويز كرد. مقاومت افراد در برابر اضطراب نيز متغير است ولي شاخصه هاي اصلي در پيشگيري از استرس عبارتند از: رژيم غذايي، حمايت والدين، ورزش منظم، افزايش اعتماد به نفس، گوش دادن به موسيقي ملايم، حمايت اجتماعي و تن آرامي است.كه البته نبايد از نقش اساسي و حمايتي خانواده ها در كاهش استرس غافل شد و والدين بايد هم پشتيبان و هم مشاور و هم از نظر عاطفي فرزند را حمايت كنند. * حمايت خانواده اساس كاهش استرس هاشم شيدايي به بزرگترين معضل خانواده ها يعني مقايسه فرزندان با ديگران اشاره كرد و اظهار داشت: خانواده ها بايد از مقايسه فرزندان خود با ديگران جداً پرهيز كنند. هر كس بايد با محك خودش سنجيده شود ايجاد زمينه رقابت در زمان امتحان به فرزندان لطمه خواهد زد. * تغذيه مناسب و ايجاد آرامش تغذيه مناسب در رشد فكري دانش آموزان بسيار مفيد است. كارشناسان معتقدند يكي از عوامل مهم در پيشگيري و كاهش استرس استفاده از يك رژيم غذايي مناسب در زمان امتحانات است. دانش آموزان بايد از خوردن خوراكيهاي محرك و تند بپرهيزند و از مصرف نوشابه هاي گازدار، سوسيس و كالباس و نوشيدنيهاي كافئين دار مثل چاي و قهوه كه تحريك عصبي ايجاد مي كنند- جداً خودداري كنند. مواردي همچون چيپس و پفك نيز مي تواند در افزايش استرس مؤثر باشد. * روشهاي درماني اضطراب هاشم شيدايي، كارشناس ارشد مشاوره درمان، اضطراب را به دو صورت دارويي و غير دارويي عنوان كرد و روشهاي غير دارويي را شامل؛ صحبت با شخص مورد اعتماد، روشهاي ايجاد تمركز، استراحت در يك اتاق تاريك، حمام گرفتن طولاني، ورزشهاي تنفس عميق، حساسيت زدايي و آرام سازي دانست و روشهاي دارويي را در حال حاضر استفاده از داروهاي ضد افسردگي عنوان كرد. * روشهاي مطالعه در زمان امتحانات فرح يزدان جو، كارشناس ارشد مشاوره در مورد روشهاي مناسب براي مطالعه به خبرنگار ما گفت: مكان مطالعه حتي الامكان بايد ثابت باشد و وسايلي كه موجب حواس پرتي دانش آموز مي شود را از اتاق و محل مطالعه آن خارج كرد. * روشهاي كاهش استرس قبل از امتحان دانش آموز بايد مواردي را قبل از رفتن به جلسه امتحان انجام دهد تا موجب تقويت حافظه شود. * روشهاي كاهش استرس در هنگام حضور در آزمون كارشناس مسؤول مشاوره عمومي مجدداً به استراحت كافي اشاره كرد و افزود: هرگز در شب امتحان از نوشيدنيهاي كافئين دار براي بيداري استفاده نكنيد. باتشکراز خانم مريم احمدزاده
|
دریکی از کتابخانه های شهر داکار که حضور داشتم به مجله ی نشنال جغرافی برخورد کردم و ازبین انها ایران را انتخاب کردم ورق که زدم درصفحه ۱۳آن چشمم به خلیج فارس خورد و دیدم که ازبین دو نقشه کشورمان انتهای تصویر بزرگتر که نام خلیج فارس را داشت بریده شده بود ولی در کنار آن تصویر نقشه ی کوچکی از ایران بود که پرسین گلف در آن به وضوح مشخص بود. بعد از منشی آن خواش کردم که برایم این دو صفحه را اسکن و ایمیل کند و آن هم انجام داد. البته ما اسناد بسیار قدیمی تر و محکمتر ازین داریم . مدیر مدرسه (ج.ا.ا.) داکار سنگالزنده باد ایران زنده باد ایرانی وپاینده باد خلیج همیشه فارس.
طرح روی جلد و شماره و سال انتشار آن کاملا مشخص است.
محتوای این مجله(نشنال جغرافی)فرهنگ سنن آداب ورسوم تاریخ زبان و... تمام کشورها را بررسی
میکند.
گشت غمناك دل و جان عقاب
چو ازو دور شد ايام شباب
آفتابش به لب بام رسيد
بايد از هستي دل بر گيرد
ره سوي كشور ديگر گيرد
دارويي جويد و در كار كند
صبحگاهي ز پي چاره ي كار
گشت برباد سبك سير سوار
ناگه ا ز وحشت پر و لوله گشت
وان شبان ، بيم زده ، دل نگران
شد پي بره ي نوزاد دوان
مار پيچيد و به سوراخ گريخت
آهو استاد و نگه كرد و رميد
دشت را خط غباري بكشيد
صيد را فارغ و آزاد گذاشت
چاره ي مرگ ، نه كاريست حقير
زنده را فارغ و آزاد گذاشت
مگر آن روز كه صياد نبود
آشيان داشت بر آن دامن دشت
زاغكي زشت و بد اندام و پلشت
جان ز صد گونه بلا در برده
سا ل ها زيسته افزون ز شمار
شكم آكنده ز گند و مردار
ز آسمان سوي زمين شد به شتاب
با تو امروز مرا كار افتاد
مشكلي دارم اگر بگشايي
بكنم آن چه تو مي فرمايي ››
تا كه هستيم هوا خواه تو ييم
بنده آماده بود ، فرمان چيست ؟
جان به راه تو سپارم ، جان چيست ؟
ننگم آيد كه ز جان ياد كنم ››
اين همه گفت ولي با دل خويش
گفت و گويي دگر آورد به پيش
از نياز است چنين زار و زبون
ليك ناگه چو غضبناك شود
زو حساب من و جان پاك شود
حزم را بايد از دست نداد
در دل خويش چو اين راي گزيد
پر زد و دور ترك جاي گزيد
كه :‹‹ مرا عمر ، حبابي است بر آب
راست است اين كه مرا تيز پر است
ليك پرواز زمان تيز تر است
به شتاب ايام از من بگذشت
گر چه از عمر ،دل سيري نيست
مرگ مي آيد و تدبيري نيست
عمرم از چيست بدين حد كوتاه؟
تو بدين قامت و بال ناساز
به چه فن يافته اي عمر دراز ؟
تا به منزلگه جاويد شتافت
ليك هنگام دم باز پسين
چون تو بر شاخ شدي جايگزين
كاين همان زاغ پليد است كه بود
عمر من نيز به يغما رفته است
يك گل از صد گل تو نشكفته است
رازي اين جاست،تو بگشا اين راز››
زاغ گفت : ‹‹ ار تو در اين تدبيري
عهد كن تا سخنم بپذيري
دگري را چه گنه ؟ كاين ز شماست
ز آسمان هيچ نياييد فرود
آخر از اين همه پرواز چه سود ؟
كان اندرز بد و دانش و پند
بارها گفت كه برچرخ اثير
بادها راست فراوان تاثير
تن و جان را نرسانند گزند
هر چه ا ز خاك ، شوي بالاتر
باد را بيش گزندست و ضرر
آيت مرگ بود ، پيك هلاك
ما از آن ، سال بسي يافته ايم
كز بلندي ،رخ برتافته ايم
عمر بسيارش ار گشته نصيب
ديگر اين خاصيت مردار است
عمر مردار خوران بسيار است
چاره ي رنج تو زان آسان ست
خيز و زين بيش ،ره چرخ مپوي
طعمه ي خويش بر افلاك مجوي
به از آن كنج حياط و لب جوست
من كه صد نكته ي نيكو دانم
راه هر برزن و هر كو دانم
وندر آن گوشه سراغي دارم
خوان گسترده الواني هست
خوردني هاي فراواني هست ››
گندزاري بود اندر پس باغ
بوي بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور
معدن پشه ، مقام زنبور
سوزش و كوري دو ديده از آن
آن دو همراه رسيدند از راه
زاغ بر سفره ي خود كرد نگاه
لايق محضر اين مهمان ست
مي كنم شكر كه درويش نيم
خجل از ما حضر خويش نيم ››
تا بياموزد از او مهمان پند
دم زده در نفس باد سحر
حيوان را همه فرمانبر خويش
بارها آمده شادان ز سفر
به رهش بسته فلك طاق ظفر
تازه و گرم شده طعمه ي او
بايد از زاغ بياموزد پند
حال بيماري دق يافته بود
دلش از نفرت و بيزاري ، ريش
گيج شد ، بست دمي ديده ي خويش
هست پيروزي و زيبايي و مهر
فر و آزادي و فتح و ظفرست
نفس خرم باد سحرست
ديد گردش اثري زين ها نيست
وحشت و نفرب و بيزاري بود
گفت : كه ‹‹ اي يار ببخشاي مرا
سال ها باش و بدين عيش بناز
تو و مردار تو و عمر دراز
گند و مردار تو را ارزاني
گر در اوج فلكم بايد مرد
عمر در گند به سر نتوان برد ››
زاغ را ديده بر او مانده شگفت
سوي بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلك ، همسر شد
نقطه يي بود و سپس هيچ نبود
پرویز ناتـل خانلری در اسفند ماه سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون و تحصیلات عالیه را در دانشکده ادبیات تهران تا درجه دکترا به اتمام رسانید و پس از پایان خدمت وظیفه در دانشگاه تهران به تدریس پراخت
دکتر خانلری از نوجوانی به نوشتن مقاله و سرودن شعر علاقه داشت و به واسطه نسبت فامیلی با نیما یوشیج حشر و نشر داشت . او نخستین مقاله را در سال ۱۳۰۹ در روزنامه اقدام به مدیر مسئولی عباس خلیلی ( پدر سیمین بهبهانی) نوشت .
دکتر خانلری در سال ۱۳۲۰ با خانم زهرا کیا ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر و یک پسر بودند که متاسفانه پسرش ( آرمان ) در جوانی درگذشت .
دکتر خانلری در سال ۱۳۲۷ به پاریس رفت و دو سال در آنجا اقامت گزید و به مطالعه و تحقیق پرداخت. سخنرانی وی در مدرسه زبان های شرقی پاریس مربوط به حافظ مدتها موضوع روزنامهها و مجلات ادبی بود و همواره کرسی دانشگاهی خود را که تاریخ زبان فارسی بود حفظ کرد.
دی ان اِی مورد نظر از جمله از این جمجمه استخراج شده
براساس یک مطالعه عمده علمی، بسیاری از انسان های امروزی حاوی درصد کمی از ژن های نئاندرتال ها هستند.
این یافته بسیاری از کارشناسان را شگفت زده کرده است زیرا شواهد ژنتیکی قبلی حاکی از آن بود که نفوذ ژنتیکی نئاندرتال ها بر وراثت در انسان ناچیز یا هیچ است.
این نتایج ناشی از تحلیل نقشه ژنتیکی نئاندرتال هاست که ساختار جسم و اندام آنها را تشریح می کند.
اما این مطالعه مؤید آن است که جد انسان امروزی به جمعیت کوچکی از آفریقایی ها که بعدا در سراسر کره پراکنده شدند می رسد.
مقبول ترین نظریه در مورد سرمنشاء انسان امروزی - موسوم به خروج از آفریقا - حاکی از آن است که اجداد انسان مدرن (هومو سیپین ها) حدود 200 هزار سال قبل در آفریقا زندگی می کردند.
سپس در حدود 50 هزار تا 60 هزار سال قبل یک گروه نسبتا کوچک از مردم این قاره را ترک کرده و در سایر نقاط زمین سکنی گزیدند.
هرچند براساس مطالعه تازه تاثیر ژنتیکی نئاندرتال بر انسان کم به نظر می رسد اما این رقم بالاتر از آن چیزی است که تحلیل های ژنتیکی قبلی نشان می داد.
اسوانته پابو از واحد مردم شناسی تکاملی در موسسه ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان گفت: "نئاندرتال ها کاملا منقرض نیستند. بخش کوچکی از آنها در برخی از ما زنده است."
پروفسور کریس استرینگر مدیر تحقیقات سرمنشاء انسان در موزه تاریخ طبیعی بریتانیا که یکی از معماران نظریه خروج از آفریقاست می گوید که هرچند این یافته از جهاتی موید دانسته های قبلی دایر بر جدا بودن دودمان نئاندرتال ها از انسان است اما نکته بسیار جالب آن این است که نشان می دهد ظاهرا در مواردی میان انسان و نئاندرتال آمیزش صورت گرفته است.
جان هاکس استادیار مردم شناسی در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون در آمریکا به بی بی سی گفت: "به نظر می رسید که چنین حالتی ممکن بوده باشد، اما من از میزان آن شگفت زده هستم. واقعا انتظار نداشتم (این تاثیر) چهار درصد باشد."
تهیه نقشه ژنتیکی نئاندرتال ها یک دستاورد مهم علمی و حاصل یک تلاش چهار ساله تحت هدایت موسسه ماکس پلانک با شرکت دانشگاه های متعددی در اطراف جهان است.
این نقشه که در حد یک پیش نویس است حاوی دی ان اِی استخراج شده از استخوان های سه نئاندرتال مختلف کشف شده در غار ویندیا در کرواسی است.
تقديم به معلّمان جهان
معمار دانايي
آنکه نقاش است و نقشي ساخته
با قلـــــــم طرح نويي انداخته
در مسير واژه هاي دوستــــــــي
سطر سطــري زآشنايي داشته
آنکه چون اسطوره هاي پارســي
عين ولامي را به ميم افراشته
هم رديف انبياء و عارفـــــــــــان
پوششي بر جـــــهل جاهل بافته
آنکه آهنگ و کلامي دل ربــا
از يراي درس خـــــــــود آراسته
چشمه هاي معرفت جوشــــد ز او
دانشي از حد فزون انبـــــــاشته
لحظه هايش پر شده از خـاطرات
خاطراتي که زدل جان باخـــته
هرچه از عطرش ببويم کم بود
او گلستان ها ز گل ها کاشته
آنکه معمار است و الگوي همه
لاله اي بر قلب خود بگذاشته
با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد
چون جلوداران به کفران تاخته
آن معلّم آن مرّبي آن که او
از فنونش عالمي پرداختــــــــه
او عزيز است و مقامش پاس دار
چونکه يزدان نام او بنگاشته
عارف آن باشد که چون قطعه زمين
هرکسي او را لگد انداخته
يعني از زهد و کلام و علم او
ذره اي از دانشش برداشته
بار الا ها اين سليمان را مدد
تا چو ابران سايه ها افراشته
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
عارفان با عشق عارف مي شوند
بهترين مردم معلم مي شوند
عشق با عارف مکمل ميشود
هر که عاشق شد معلم مي شود.
دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.
در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمه الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...
هنر معلمي:
معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:
اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5)
بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.
در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.
مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:
چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد
هزاران نقش بر لوح عدم زد
از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.
به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:
معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.
معلم در کلام امام خميني (ره)
نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند.
تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.
مقام معلم
مي توان در سايه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، ياد آموختيم
پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم
از معلم جان روشن يافتيم
اي معلم چون کنم توصيف تو
چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما
اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است
يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين
آنکه دين آموزد و علم يقين
(شهريار)
هرآن طفل کو جورآموزگار
نبیند جفا بیند از روزگار
بوستان سعدی














سمند جمهوری اسلامی ایران فاتح جاده های سنگال
خودرو ملی ، افتخار ملی
در قاره آفريقا به دليل وجود كشورهاي متعدد شاهد تنوع زيادي در نظام هاي آموزشي مي باشيم. به طور مسلم اكثريت كشورهاي قاره آفريقا در زمره كشورهاي توسعه نيافته قرار گرفته و برخي در زمره كشورهاي درحال توسعه محسوب مي گردند. تبعات چنين وضعيتي در مجموع شرايطي را پديد مي آورد كه به جز در مواردي معدود، نظام هاي آموزشي اين قاره به دليل عدم برخورداري از امكانات و تجهيزات لازم، نيروي انساني متخصص و عدم سرمايه گذاري و پشتيباني هاي مالي لازم از كيفيت قابل توجهي برخوردار نباشد. با اين وجود كليه اين موارد مانع از اين نمي گردد كه جنبه هاي مثبت به صورت موردي وجود نداشته و يا در برخي نمونه هاي معدود نظام هاي موفق، تجارب قابل استفاده اي وجود نداشته باشد. ب ه طور كلي از نكات برجسته در مطالعات نظام هاي آموزشي قاره آسيا مي توان به اجراي طرح ها و برنامه هاي جهاني آموزش اشاره نمود كه در جهت رفع محروميت، افزايش پوشش تحصيلي، ارتقاي كيفيت آموزشي و... به اجرا در آمده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص گرديده است كه مطالعه و بررسي راه بردهاي فوق تا حدود زيادي راه گشا و اثر بخش بوده است.
مقطع آموزش پايه :
براساس قوانين مصوب كشور بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و كليه شهروندان مؤظف اندكه پس از احراز شرايط لازم و قانوني از آموزش قانوني اين مقطع برخوردار گردند. دولت ها نيز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رايگان مبادرت نمايند.
مقطع آموزش پايه در بسياري از كشورهاي قاره آفريقا (50 درصد) تنها شامل مقطع آموزش ابتدايي مي گردد مانند (كشورهاي اتيوپي، چاد، كامرون، گينه) و اين درحالي است كه در برخي كشورها نيز (41 درصد) اين مقطع از دو مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه متشكل مي گردد. اين وضعيت در كشورهاي الجزاير، كنگو، تونس، نامبيا، نيجر و.... مشاهده مي گردد.
لازم به ذكر است برخي از كشورها( 9 درصد) اطلاعات مربوط به اين مقطع را گزارش نكرده اند. در ميان كشورهايي آفريقايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه به كشورهاي ري يونيون، سنت هلنا، گابن و... با 10 سال مقطع آموزش تعلق دارد.
كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي با حداقل دوره آموزشي 4 ساله مي باشد كه از آن جمله مي توان به كشورهاي سائوتومه و پرنسيپه اشاره نمود.
سن ورود به آموزش پيش دبستاني:
درميان كشورهاي آفريقايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي (در كشورهاي ري يونيون ) و بيش ترين سن ورود به اين مقطع سن 6 سالگي است كه در كشور ناميبيا مشاهده مي گردد. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي در سنين 3 سال (38 درصد) و يا 4 سال (36 درصد) مي باشد. لازم به ذكر است مقطع آموزش پيش دبستانيي در اكثر نظام هاي آموزشي كشورهاي دنيا اجباري نيست.
مقطع آموزش ابتدايي :
پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي (در كشورهاي، سنت هلنا، سيرالئون و موريتوس ديده شده و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشور ليبي به دليل طولاني بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده مي شود. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 9 سال طول مدت مقطع در كشورليبي پس از آن ها كشورملاوي و سودان با 8 سال مشاهده مي گردد. كوتاه ترين طول مقطع نيز4 سال بوده كه در كشورهايي مثل سائوتومه و پرنسيپه و آنگولا. مشاهده مي گردد.
مقطع آموزش متوسطه :
به طوركلي مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو مقطع اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد. در برخي از كشورهاي قاره آفريقا (12/5 درصد) نظام آموزشي تنها به دو مقطع مذكور تقسيم شده و از تفكيك بيشتري برخوردار نمي باشد. به عنوان مثال دركشور روآندا (دوره ابتدايي 7 سال و مقطع متوسطه6 سال)، كنيا (دوره ابتدايي 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال ) و ليبي (دوره ابتدايي 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال)، اما در اكثر كشورهاي اين قاره (87/5 درصد ) مقطع متوسطه خود از دو مقطع كوتاه تر تقسيم مي شود كه با عنوان دوره مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي گردد.
كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره افريقا در كشور هاي ليبي و سودان با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولاني ترين مقطع متوسطه 7 سال در كشورهاي گينه. موزامبيك، چاد و.... ديده مي شود. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 5 سال است كه دركشور موزامبيك ديده شده و كوتاه ترين مقطع در كشورهايي لسوتو، ملاوي آفريقاي جنوبي و....مشاهده مي گردد.
هر روز صبح در آفریقا با طلوع خورشید آهویی از خوب بیدار می شود و برای زندگی کرد ن و امرار معاش در
صحرا می چرد . آهو می داند که باید از شیر سریعتر بدود تا گرسنه نماند .مهم نیست که تو شیر باشی یا آهو ....
مهم این است که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن
کنی .
فقط ... زلال باش ...زلال
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران زلال باشی آسمان در توست .


دراین مراسم که حدود ۱۰۰نفر از ایرانیان مقیم کشور سنگال حضور داشتند بعد از خیرمقدم توسط سفیرمحترم جمهوری اسلامی ایران دانش آموزان مدرسه دو سرود را برای حضار اجرا نمودند . 

انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.
بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.
از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.
از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».
منبع : مجله موفقیت


روز شنبه مورخه ۲۳/۱۲/۸۸ ساعت۱۸یک بازی دوستانه بین فرهنگیان مدرسه ی ترکیه با کارکنان سفارت و مدرسه ی جمهوری اسلامی ایران بر گذار شد . که نتیجهی بازی ۳بر ۱به سود نماینده ی جمهوری اسلامی ایران به پایان رسید.
ست اول ۲۵ - ۲۱ به سود ترکیه
ست دوم ۲۵ - ۲۰ به سود ایران
ست سوم ۲۵ - ۲۱ به سود ایران
ست چهارم ۲۵ - ۲۳ به سود ایران

كادَ الحَليمُ أَن يَكونَ نَبيّا
آدم بردبار به پيامبرى نزديك است. رسول اکرم (ص)
إنَّ سَخاءَ النَّفس عَمّا أیدی النّاس لافضَلُ مِن سَخاء البَذلِ.
چشم پوشیدن از آنچه در دست مردم است بهتر از سخی و بخشنده بودن است. امام علی (ع)
حُرمَةُ الجار عَلَی الجار کَحُرمَةِ اُمِّه.
رعایت حرمت همسایه همانند حرمت مادر لازم است. پیامبر اعظم (ص)
اَلصُّلْحُ جائِزٌ بَيْنَ الْمُسْلِمينَ، إِلاّ صُلْحا أَحَلَّ حَراما وَحَرَّمَ حَلالاً
صلح ميان مسلمانان جايز است، مگر صلحى كه حرامى را حلال يا حلالى را حرام كند. پیامبر اکرم (ص)
ألایمانُ عَمَلٌ کُلُّهُ وَ القَولُ بَعضُ ذَلِکَ العَمَل.
ایمان، سراسر عمل است و گفتار برخی از آن عمل. امام صادق (ع)
القَولُ الحَسَنُ يُثرِي المالَ ، ويُنمِي الرِّزقَ .
گفتار نيك، دارايى را زياد مىكند و روزى را افزايش مىدهد . امام سجاد (ع)
اَلْحُرِّيَّةُ مُنَزَّهَةٌ مِنَ الغِلِّ وَالمَكرِ
آزادگى از كينه توزى و مكر منزّه است. امام علی (ع)
حَبّبوااللهَ إلی عِبادِهِ یُحِبُّکُمُ الله
خدا را محبوب مردم سازید تا خداوند هم شما را دوست داشته باشد. پیامبر اعظم (ص)
مَن لَهُ جارٌ وَيَعمَلُ بِالمَعاصى فَلَم يَنهَهُ فَهُوَ شَريكُهُ
هر كس همسايهاى را داشته باشد كه گناه مىكند ولى او را نهى نكند، شريك در گناه اوست. امام صادق (ع)
ألمُومنُ مَن طابَ مَکسَبُهُ ... أنفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ وَ أمسَکَ الفَضلَ مِن کَلامِهِ
مومن کسی است که درآمدش پاک و حلال باشد ... زیادی مالش را انفاق کرده و زیادی کلامش را نگه می دارد. امام صادق (ع)
توضیح :
این احادیث مربوط به برنامه صبحگاه است.