مناره گراند مسجد در مرکز شهر داکار

این مسجد بزرگترین مسجد شهر داکار میباشد به هزینه ی کشورعربستان  توسط مراکش به سبک معماری آندلس ساخته شده است.

از ماست که بر ماست

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:

«امروز همه روی زمین زیر پر ماست،

بـر اوج فلک چون بپرم -از نظـر تــیز-

می‌بینم اگر ذره‌ای اندر ته دریاست

گر بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست.»

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:

ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز

وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،

گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟!»

پر خویش بر او دید

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید

گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»


ناصرخسرو


شیوه ی آموزش و پرورش در قاره آفريقا

 

در قاره آفريقا به دليل وجود كشورهاي متعدد شاهد تنوع زيادي در نظام هاي آموزشي مي باشيم. به طور مسلم اكثريت كشورهاي قاره آفريقا در زمره كشورهاي توسعه نيافته قرار گرفته و برخي در زمره كشورهاي درحال توسعه محسوب مي گردند. تبعات چنين وضعيتي در مجموع شرايطي را پديد مي آورد كه به جز در مواردي معدود، نظام هاي آموزشي اين قاره به دليل عدم برخورداري از امكانات و تجهيزات لازم، نيروي انساني متخصص و عدم سرمايه گذاري و پشتيباني هاي مالي لازم از كيفيت قابل توجهي برخوردار نباشد. با اين وجود كليه اين موارد مانع از اين نمي گردد كه جنبه هاي مثبت به صورت موردي وجود نداشته و يا در برخي نمونه هاي معدود نظام هاي موفق، تجارب قابل استفاده اي وجود نداشته باشد. ب ه طور كلي از نكات برجسته در مطالعات نظام هاي آموزشي قاره آسيا مي توان به اجراي طرح ها و برنامه هاي جهاني آموزش اشاره نمود كه در جهت رفع محروميت، افزايش پوشش تحصيلي، ارتقاي كيفيت آموزشي و... به اجرا در آمده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص گرديده است كه مطالعه و بررسي راه بردهاي فوق تا حدود زيادي راه گشا و اثر بخش بوده است.
مقطع آموزش پايه :

براساس قوانين مصوب كشور بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و كليه شهروندان مؤظف اندكه پس از احراز شرايط لازم و قانوني از آموزش قانوني اين مقطع برخوردار گردند. دولت ها نيز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رايگان مبادرت نمايند.
مقطع آموزش پايه در بسياري از كشورهاي قاره آفريقا (50 درصد) تنها شامل مقطع آموزش ابتدايي مي گردد مانند (كشورهاي اتيوپي، چاد، كامرون، گينه) و اين درحالي است كه در برخي كشورها نيز (41 درصد) اين مقطع از دو مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه متشكل مي گردد. اين وضعيت در كشورهاي الجزاير، كنگو، تونس، نامبيا، نيجر و.... مشاهده مي گردد.
لازم به ذكر است برخي از كشورها( 9 درصد) اطلاعات مربوط به اين مقطع را گزارش نكرده اند. در ميان كشورهايي آفريقايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه به كشورهاي ري يونيون، سنت هلنا، گابن و... با 10 سال مقطع آموزش تعلق دارد.
كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي با حداقل دوره آموزشي 4 ساله مي باشد كه از آن جمله مي توان به كشورهاي سائوتومه و پرنسيپه اشاره نمود.


سن ورود به آموزش پيش دبستاني:

درميان كشورهاي آفريقايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي (در كشورهاي ري يونيون ) و بيش ترين سن ورود به اين مقطع سن 6 سالگي است كه در كشور ناميبيا مشاهده مي گردد. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي در سنين 3 سال (38 درصد) و يا 4 سال (36 درصد) مي باشد. لازم به ذكر است مقطع آموزش پيش دبستانيي در اكثر نظام هاي آموزشي كشورهاي دنيا اجباري نيست.
مقطع آموزش ابتدايي :

پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي (در كشورهاي، سنت هلنا، سيرالئون و موريتوس ديده شده و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشور ليبي به دليل طولاني بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده مي شود. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 9 سال طول مدت مقطع در كشورليبي پس از آن ها كشورملاوي و سودان با 8 سال مشاهده مي گردد. كوتاه ترين طول مقطع نيز4 سال بوده كه در كشورهايي مثل سائوتومه و پرنسيپه و آنگولا. مشاهده مي گردد.
مقطع آموزش متوسطه :

 به طوركلي مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو مقطع اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد. در برخي از كشورهاي قاره آفريقا (12/5 درصد) نظام آموزشي تنها به دو مقطع مذكور تقسيم شده و از تفكيك بيشتري برخوردار نمي باشد. به عنوان مثال دركشور روآندا (دوره ابتدايي 7 سال و مقطع متوسطه6 سال)، كنيا (دوره ابتدايي 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال ) و ليبي (دوره ابتدايي 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال)، اما در اكثر كشورهاي اين قاره (87/5 درصد ) مقطع متوسطه خود از دو مقطع كوتاه تر تقسيم مي شود كه با عنوان دوره مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي گردد.
كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره افريقا در كشور هاي ليبي و سودان با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولاني ترين مقطع متوسطه 7 سال در كشورهاي گينه. موزامبيك، چاد و.... ديده مي شود. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 5 سال است كه دركشور موزامبيك ديده شده و كوتاه ترين مقطع در كشورهايي لسوتو، ملاوي آفريقاي جنوبي و....مشاهده مي گردد.

 

 

هر روز صبح در آفریقا با طلوع خورشید  آهویی از خوب بیدار می شود و برای زندگی کرد ن و امرار معاش در

 صحرا می چرد . آهو می داند که باید از شیر سریعتر بدود تا گرسنه نماند .مهم نیست که تو شیر باشی یا آهو ....

مهم این است که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن

کنی .

فقط ...     زلال باش ...زلال

فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران زلال باشی آسمان در توست .

آرایه‌های ادبی

در ادبیات فارسی، آرایه‌های ادبی یا صناعات ادبی بکار بردن فنونی است که رعایت آنها بر جلوه‌ها و جنبه‌های زیبایی و هنری سخن می‌افزاید.از جمله (از جمله تناسب‌هایی آوایی یا معنایی .

فهرست مندرجات

[نهفتن]

 آرایه‌های لفظی

به آن دسته از آرایه‌های ادبی که از تناسب های آوایی و لفظی میان واژه‌ها پدید می‌آید می‌گویند.

واج آرایی (نغمه حروف)

به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته می‌شود به گونه‌ای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود.

  • مثال

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

 

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

(واج آرایی با تکرار صامت /س/)

  • مثال

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است

 

باد خنك از جانب خوارزم وزان است

(واج آرايي با تكرار صامتهاي /خ/ و /ز/)

اين دو حرف به زيبايي بيانگر خزان مي باشند.

قابل ذکر است که واج تکرار شونده می‌تواند صامت یا مصوت باشد. برای مثال:

  • مثال

خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل

 

بازدارد پیاده را ز سبیل

که همان طور که مشاهده می کنید تکرار مصوت کوتاه «اِ» در این مصراع تکامل بخش موسیقی درونی است.

  • مثال

خیال خال تو با خود به خواب خواهم برد

 

که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز

  • مثال

قيامت قامت و قامت قيامت

 

قيامت مي كند اين قد و قامت

  • مثال

بر او راست خم كرد و چپ كرد راست

 

خروش از خم چرخ چاچي بخواست

سجع

سجع در لغت به معنای آواز کبوتر است. در ادبیات هر گاه واژه‌های پایانی دو قرینه کلام در واج یا واج های آخر مشترک باشند آرایه سجع پدید می‌آید و آن دو جمله را مسجع می‌خوانند. معمولا هر قرینه از یک جمله تشکیل می‌شود. اما گاهی نیز یک قرینه از دو یا چند جمله کوتاه پدید آمده است. همچنین در اغلب نمونه‌های نثر مسجع واژه‌های پایانی دو جمله در بیش از یک حرف مشترکند و در واقع هم قافیه می‌باشند.

در گلستان سعدی نمونه‌های فراوانی از ارایه سجع به وضوح دیده می‌شود.

  • مثال

هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات

(سجع در بین حیات و ذات است)

ترصیع

هر گاه اجرای دو بخش از یک بیت یا عبارت، نظیر به نظیر، هم وزن و در حرف آخر مشترک باشند.

ای منور به تو نجوم جلال

 

وی مقرر به تو رسوم کمال

آرایه جناس را باید به دو نوع اصلی تقسیم کرد

جناس

جناس تام

هر گاه واژه‌ای دو بار در یک بیت یا عبارت به کار رود و هر بار معنایی متفاوت از آن برداشت شود.

خرامان بشد سوی آب روان

 

چنان چون شده باز یابد روان

(روان در مصراع نخست به معنی جاری و درمصراع دوم به معنی جان و روح است)

جناس غیر تام(ناقص)

هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلافی جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند. كه انواع آن جناس ناقص، جناس زايد، جناس مذيّل، جناس مركّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مكرّر هستند كه در مرور زمان به دليل تقسيم بندي زياد در حال كنار گذاشته شدن هستند.

اختلاف دو واژه در صداهایی کوتاه

کند (به کسر م ِ، به ضم م ُ)

که به آن جناس ناقص به حرکت یا جناس محرف نیز می‌گویند فتاده اهلِ مِنی در پی مُنی و آرزو (تفاوت کسره در کلمهٔ اولی با ضمه در کلمه دومی.)

جناس اختلافی یا جناس ناقص به حرف

هر گاه دو رکن جناس در یکی از حروف با هم اختلاف داشته باشند به آن جناس اختلافی یا جناس ناقص به حرف می‌گویند.. کمند/سمند..آزاد/آزار..زحمت/رحمت..

یک واژه،یک حرف، بیش از دیگری دارد.

خاص و خلاص کام کامل

یک واژه از ترکیب دو واژه دیگر به دست می‌آید.

دل خلوت خاص دلبر آمد

 

دلبر ز کرم به دل بر آمد

دو واژه از نظر آوایی یکسان اما از نظر املایی متفاوت اند

هر گاه دو رکن جناس در تلفظ و خواندن با یکدیگر یکسان باشند اما در نوشتار با هم متفاوت باشند به آن جناس لفظی می‌گویند.. صبا/سبا..خوان/خان..حیاط/حیات..خیش/خویش...

اختلاف دو واژه در جابه جایی حروف است

بنات، نبات

آرایه‌های معنوی

به ان دسته از آرایه‌هایی که بر پایه تناسب های معنایی واژه‌ها شکل می‌گیرند آرایه معنوی گویند

مراعات نظیر

آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت یا عبارت نیز رابطه‌ای آشنا و خاص میان آنها برقرار باشد

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

 

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیده‌های طبیعت هستند.)

تضاد

هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید می‌آید در نومیدی بسی امید است

متناقض‌نما ([۱]Paradox)

هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقض‌نما شکل می‌گیردو معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته است

جامه‌اش شولای عریانی است

(عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه است و ضد عریانی)

هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطه‌ای برقرار کنیم و مثلاً بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل می‌گیرد.

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

 

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

لف و نشر

هر گاه دو یا چند جزء از کلام بدون توضیحی در پی هم بیایند (لف) و آن گاه توضیحات مربوط به هر یک در پی هم آورده شوند (نشر)آرایه لف و نشر شکل می‌گیرند.

افروختن و سوختن و جامه دریدن

 

پروانه زمن، شمع زمن، گل زمن آموخت

(پروانه از من سوختن را، شمع از من افروختن را و گل از من جامه دریدن را آموخت.)

تلمیح (اشاره)

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

 

ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

تضمین

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده است.

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد

 

که رحمت برآن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است

 

که جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است.

اغراق

هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیده‌ای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده می‌شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه‌ای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.

بخواهد هم از تو پدر کین من

 

چو بیند که خشت است بالین من

(اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)

حسن تعلیل

هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست می‌یابد.

تا چشم بشر نبیندت روی

 

بنهفته به ابر چهر دلبند

(شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده است.)

مثل

هر گاه شاعر یا نویسنده درسخن خود از «ضرب المثلی» استفاده کند و یا بخشی از سخن او آنقدر معروف باشد که به عنوان ضرب المثل به کار رود، آن بخش از کلام دارای آرایه مثل است.

بی گمان دیوار طبع پست خاک‌آلود ماست

 

گر بود کوتاهتر دیواری از دیوار بود

تمثیل و اسلوب معادله

هر گاه برای تاًیید یا روشن شدن مطلبی (معمولاً پیچیده) آن را به موضوعی ساده تر تشبیه کنیم یا برای اثبات موضوعی نمونه‌ای بیاوریم آرایه تمثیل را به کار گرفته اییم

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش

 

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

(حافظ خطاب به زاهدان و واعظان می‌گوید که من اگر خوب یا بد هستم ربطی به شما ندارد و شما همان بهتر که مراقب اعمال خود باشید، همچنان که هر کسی هنگام درو آنچه را که خود کاشته است برداشت می‌کند. شاعر برای درستی گفته خود در مصراع نخست، در مصراع دوم موضوعی ساده را که درستی ان بر همه آشکار است به عنوان نمونه‌ای برای ان ذکر می‌کند.)

ایهام

هر گاه واژه یا ترکیبی که دارای دو معنی است به گونه‌ای در کلام به کار رود که هر دو معنا از ان قابل برداشت باشد آرایه ایهام شکل می‌گیرد.گاهی منظور اصلی تنها یکی از ان دو معنا است و گاهی هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.

غرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد

 

گفتم افسانه شیرین و به خوابش کردم

شیرین: زیبا و دلنشین، معشوقه فرهاد

ای دمت عیسی دم از دوری مزن من غلام آن که دوراندیش نیست(دوراندیش:عاقبت نگر/آنکه به دوری وجدایی بیندیشد.)

ایهام تناسب

گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد در این نمونه از واژه هوا تنها یک معنا برداشت می‌شود که آن هم آرزو است.

تشبیه

در تشبیه دو مورد پر پایه اشتراکی که در صفتی دارند به هم مانند می‌شوند مورد اصلی را مشبه و موردی که مشبه به ان تشبیه می‌شود مشبه به می نامند.صفت مشترک میان مشبه و مشبه به دلیل شباهت یا وجه شبه نامیده می‌شود.یا گاهی از واژه‌های از قبیل «مثل»،«مانند»...استفاده می‌شود.که به آنها ادات تشبیه گویند.

مجاز

به کار رفتن واژه‌ای به جای واژه دیگر مجاز نام دارد.هیچ گاه چنین امری ممکن نیست مگرآنکه میان آن دو واژه در خارج از کلام رابطه‌ای بر قرار باشد.

آن قدر گرسنه ام که می‌توانم تمام ظرف را بخورم. رابطه‌ای میان دو واژه‌ای ظرف و غذا در این عبارت است.

استعاره

هر گاه واژه‌ای به دلیل شباهتی که با واژه دیگر دارد به جای آن به کار رود استعاره پدید می‌آید.(همچنین بیان امری نا شناخته بر حسب امر شناخته شده.)

بر کشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار.(کشته‌ها به کسر«ک»)

در این عبارت رحمت خدا به باران مانند شده است.روشن است که در این عبارت،منظور از کشته‌ها معنایی لفظی آن نیست بلکه مقصود اعمال بندگان است.

کنایه

جملات و عباراتی که منظور نویسنده یا گوینده از بیان آنها،چیزی غیر از معنای ظاهری و لفظی آن عبارات یا جملات است.که به آنها کنایه گوییم.

آب از دستهایش نمی چکد.

معنایی لفظی:نمی گذارد قطره‌ای آب از دستهاییش به روی زمین بچکد. معنایی کنایی:هیچ چیزی از او به دیگران نمی‌رسد،خیلی خسیس است.

تشخیص(انسان نمایی)

هر گاه با نسبت دادن عمل،حالت یا صفتی انسانی به یک غیر انسان،به آن جلوه انسانی ببخشیم،آدم نمایی شکل می‌گیرد.

طعنه بر طوفان مزن،ایراد بر دریا مگیر بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد

دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است و طبیعتاً بوسه گرفتن موج،بوسه دادن ساحل را به همراه دارد.پس در مصراع دوم به ساحل و موج حالت و رفتاری انسانی نسبت داده شده است.

حس آمیزی

هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است.به چیزی نسبت دهیم که با ان حس قابل احساس نباشد،آرایه حس آمیزی آفریده می‌شود که در زبان روزمره نیز کم کاربرد نیست.

مزه پیروزی را چشید.

در این عبارت «مزه» که مربوط به حس چشایی است به پیروزی نسبت داده شده است.اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست.

جستارهای وابسته

منابع

  • بیان در شعر فارسی، دکتر بهروز ثروتیان
  • راهنمای اموزش زبان فارسی، دکتر

جناس،جناس تام، جناس ناقص، جناس زايد، جناس مركب، جناس مضارع، جناس لاحق،

  
وقتی نویسنده یا شاعر در سخن خود کلمات هم­جنس بیاورد که در ظاهر به یکدیگر شبیه و در معنی مختلف باشند، از صنعت جناس استفاده کرده است.[1]
 
انواع جناس
جناس تام: وقتی است که دو کلمه­ی متجانس در لفظ یکی باشند اما در معنی مختلف؛ اما فرق معنایی دو کلمه از مضمون کلام فهمیده می­شود.
        پدر با پسر یکدگر را "کنار"
                                  گرفتند و کرده غم از دل "کنار"
                                                   اسدی طوسی
 
جناس ناقص(محرَّف): آن است که دو کلمه­ی متجانس در حروف یکی باشد ولی در اعراب(مصوت) متفاوت باشند.
       صبحدم ناله­ی "قُمری" شنو از طرف چمن
                                  تا فراموش کنی فتنه­ی دور "قَمری"
                                                           ظهیر فاریابی
 
جناس زاید: جناسی است که یکی از کلمات متجانس نسبت به دیگری، حرفی در آغاز یا وسط یا آخر اضافه دارد. پس بر سه نوع است:
"مختلف­الاول(مطرف)، مختلف­الوسط، مختلف­الاخر(مذیَّل)"
 
      شرف مرد به جود است و کرامت به سجود
                                        هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود
 
جناس مرکب: جناس مرکب یا مرفوّ(رفو شده) از اقسام جناس تام است و  بر دو نوع است: مفروق و مقرون:
1.    مفروق: دو کلمه متجانس، هم­هجا(هم­وزن) هستند اما اختلاف در تکیه دارند.
      گرچه خود این پایه­ی بی­همسریست
                                                پای مرا هم سر بالاتریست
                                                                         نظامی
 
2. مقرون: هر دو کلمه متجانس مرکب باشند در این صورت بدان جناس مقرون گویند.[2]
         قوم گفتندش که ای خر! گوش­ دار
                                                خویش را اندازه­ی خرگوش دار
                                                                              مولوی
 
جناس مضارع: وقتی اختلاف صامت­های آغازین دو رکن جناس کم باشد و به اصطلاح قریب­المخرج باشند، جناس مضارع است مثل گام و کام و یا مثل حالی و خالی در بیت زیر:
          علمی که ز ذوق شرع "خالی" است
                                            "حالی" سبب سیاه حالی است
                                                                            سنایی
  
جناس لاحق: اگر تمام دو کلمه متجانس یکی باشد، جز یک حرف در اول و یا وسط، آن­را جناس لاحق گویند مثل زندان و خندان:[3]
     امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
                                بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا
                                                                                   مولوی
 
جناس خط: وقتی ارکان جناس در حروف یکی و در تلفظ و نقطه­گذاری متفاوت باشند مثل بیمار و تیمار:
         درشت است پاسخ ولیکن درست
                                           درستی درشتی نماید نخست
                                                              ابو شکور بلخی
 
 
جناس لفظ: این نوع جناس در مقابل جناس خط است یعنی کلمات متجانس در تلفظ یکی و در نگارش متفاوت باشد مثل خوار و خار:
         که کمتر کس ار جنگ را خاستی
                                           درآورد گه لشکری خواستی
                                                           اسدی طوسی
 
جناس مکرر(مزدوج): دو کلمه متجانس را در آخر سجع­های نثر یا در آخر ابیات کنار هم بیاورند:
       هست شکّربار یاقوت تو ای عیار یار
                                   نیست کس را نزد آن یاقوت شکّربار، بار
                                                                              معزی
 
جناس اشتقاق(اقتضاب): در این نوع جناس کلمات متجانس در مصوت بلند با یکدیگر فرق دارند که این نوع جناس موسیقایی­ترین نوع جناس است. مثل یاری و یارا:[4]
    مرا ز انصاف یاران نیست یاری
                                      تظلم کردنم زآن نیست یارا
                                                              خاقانی
 
جناس در کلام
انواع جناس که تاکنون بررسی شد همه در سطح کلمه بود، اما روش تجنیس در سطح جملات یک مصداق بیشتر ندارد و آن وقتی است که تمامی یا اکثر کلمات دو جمله یکسان و یک یا دو مورد آن جناس تام باشد. در این صورت وجه تشخیص، تکیه و آهنگ کلام است:[5]
       چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت
                                          چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت
                                                                                  مولوی
 

قَصیده

قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده‌ می‌شود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. از همین روست که در دیوان‏های شاعران قصیده سرا به قصیده‌های کمتر از بیست بیت یا متجاوز از ۱۷۰ یا ۲۰۰ بیت بر می‏خوریم. قصیده می‌تواند بر وزنهای گوناگونی باشد.[۱]

وجه تسمیه

از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده ‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده. [۲] در ادبیات ترکی قصیده متکاملتر از نوع خود در ادبیات فارسی است و طنطنه وشکوه آن بیشتر . همچنین در ترکی، آلایش مدح تملق وچابلوسی که خوی برخی از شعرا مانند عنصری، فرخی، امیر معزی، قاآنی شیرازی و... بوده است، به چشم نمی خورد وسر تاپای قصاید ترکی صدای توحید، وذکر فضائل رسول اکرم(ص)و ائمه(ع)و اولیاءالله و مضامین والای الاهی وانسانی است. چناکه در تقسیم بندی نوع قصیده در ترکی به عنوان (مدیحه) برخورد نمی کنیم(از جم دپلچین صفحه 122). و اصولاً خوی مسلمانان با مدح وتملق وچابلوسی بیگانه بوده است .(نقدالشعر ص 37)

تحولات

قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که می‏توان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:

الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغه‏های شاعرانه پرداخته می‏شده است.

ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.

ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.

د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوه‏ی او به وسیله‏ی عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.

ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.

و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعه‏ی کتاب‏خوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملک‏الشعرا بهار سراغ گرفت.

قوانین و اصطلاحات

قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. به چند بیت ابتدایی قصیده تشبیب، نسیب و یا تغزل گفته می‌شود که همان نقش مقدمه را ایفا می‌کند. تخلص به حلقه واسطه میان تغزل و مدح یا تنه اصلی شعر گفته می‌شود. ابیات پایانی قصیده نیز معمولا به ثنا و دعا اختصاص دارند. به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع های زوج هم قافیه می‌گردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند. [۴]

 قصیده‌سرایان بزرگ فارسی

1.       همایی، استاد جلال‌الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴

2.       همایی، استاد جلال‌الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴

3.       آرایه‌های ادبی(قالب های شعر، بیان و بدیع). (ISBN 964-05-0036-4)

4.       آرایه‌های ادبی(قالب های شعر، بیان و بدیع). (ISBN 964-05-0036-4)

 

انواع روشهای بحث گروهی در تدریس

 


  روش بحث گروهي

روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص که موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث است. اين روش براي کلاسهايي قابل اجراست که جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است که به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان کنند.



  چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس کرد؟

1- موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.
2- فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند کسب کنند.
3- موضوع موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.
(در اين روش، شاگردان بيش از استفاده از کتاب يا معلم، خود مولف به يافتن نتايج، اصول و راه حلها هستند و اين در صورتي است که شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.)
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي کارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.

درباره موضوعاتي که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه کند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يک فيلم و ...
معلم بايد تا حد امکان مفيد را نيز به فراگيران معرفي کند و به هر يک از آنها يک منبع ارائه کند تا در بحث گروهي، ديدگاههاي مختلف مطرح شود و اين موضوع به توانايي علمي و مفني معلم برمي گردد. به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي که از اين روش استفاده مي کند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت کند که موضوع به بيراهه کشيده نشود.
 



  در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد؟

1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص
2- ايجاد و پرورش تفکر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجربه و تحليل بپردازد.)
3- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع (بيشتر دانش آموزان از اين که در کلاس اظهارنظر کنند، مي ترسند.)
4- تقويت توانايي انتقاد پذيري ( به شرطي که انتقادگري به معناي عيبجويي و ايراد گرفتن نباشد.)
5- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يک نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود که وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)
6- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اکثر دانش آموزان فعال هستند، ساکت نمي نشينند.)
7- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري
8- آشنايي با روش کسب اطلاعات و حل مسايل
9- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي
 



  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي

1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب کلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.

2- فراهم کردن زمينه هاي مشترک:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يکسان شود.

3- تعيين نحوه آرايش شبکه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است.
- رهبر گروه
- شاگردان
- شخص مهمان
- ناظر يا ارزياب
 



  مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي

1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم کردن امکانات
ب: شرکت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يک شنونده کاهش دهد.
ج: کنترل و هدايت بحث
 



  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي

معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود.  



  محاسن و محدوديتهاي روش بحث گروهي
الف) محاسن

1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يکديگر (دانش آموزان)
2- تقويت حس همکاري و احساس دوستي
3- ارزيابي افراد از خود
4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي
5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران
6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افکار
 



  ب) محدوديتها

1- اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست.
2- براي شاگردان دوره ابتدايي چندان مناسب نيست.
3- روش اجراي آن بسيار مشکل است و به مهارت احتياج دارد.
 

تشکيل خاک (مربوط به درس حرفه و فن و زراعت)



 

خاک :
خاک بالاترين سطح تخريب ليتوسفر بوده و با پذيرفتن موجودات زنده و ارتباط با آب و هواي محلي از تغيير شکل سنگ ها در اثر عوامل زمين شناسي نتيجه مي شود.



  کاني هاي سازده پوسته زمين :

کاني :
عبارتست از مواد معدني با ترکيب شيميايي معين و با خصوصيات فيزيکي نظير شکل، سختي تا نقطه ذوب، رنگ معلوم و مشخص  



  کاني هاي خاک از نظر ترکيب شيميايي به دو دسته بزرگ تقسيم مي شوند :

الف) کاني هاي غيررسي :
کاني هاي غيررسي سيليکاتي که در ساختمان آنها سيليکات به صورت sio4 وجود دارد و مي تواند بدون آهن و منيزيم و با آهن و منيزيم باشند. اين کاني ها بيشتر در بخش شن و سيليت خاک مشاهده مي شود، از انواع مهم آن، مي توان، ميکا ، کوارتز، فلدسپات، اليدين و هوربنلاند را نام برد.

ب) کاني هاي غيررسي :
در ساختمان آنها sio4 وجود ندارد و بيشتر در جزء رس خاک ديده مي شود و بعضي مواد غذايي خاک را تأمين مي کنند، مثل هاليت – ژيپس – کلسيت  

کاني هاي مهم خاک

نام کاني فرمول شيميايي مشخصات
 

کوارتز

کانيهاي اوليه

SiO2

سخت ، به کندي هوا ديده

مي شود ، ماده اصلي شن

سخت ، هوا ديدگي متوسط ،

مواد مغذي خاک را تامين

 مي کند

فلدسپار:

اورتوکلاز

( K, Na) Al Si3 O8
پلاژيوکلاز ( Ca , Na )Al (Al , Si ) Si2 O8
ميکا:

مسکويت

 

 

K Al3 Si3 O10 (OH)2

مهمترين منبع تامين پتاسيم

و رسها

بيوتيت K Al (Mg , Fe) Si3 O10 (OH)2
هورنبلاند

Ca (Al , Fe )4 (Mg , Fe)4 Si6 O24

آپاتيت

 

 

3Ca3 (PO4 )20 Ca F2

 

کلسيت

کانيهاي ثانويه

Ca CO3

مهمترين کاني تامين کننده

فسفر در خاک

دولوميت ( Ca , Mg) ( CO3 )2

در سنگهاي آهکي مناطق خشک يافت مي شود منبع Ca

يا منيزيم در خاک

کانيها نسبتا محلول، در خاکهاي مناطق خشک يافت

مي شود.

منبع تامين کننده آهن در خاک ، بر حسب وجود يا عدم

وجود آب به رنگ زرد يا قرمز ديده مي شوند.

در اثر ترکيب سيسيل محلول (اوپال) به وجود

مي آيد.

ژيپس Ca SO4 , 2H2 O
اکسيدهاي آهن Fe O , XH O
کوارتز SiO2
رسها:

ورميکوليت

 

پيچيده

کائولينيت  
 


  عوامل مؤثر در تشکيل خاک :

 

الف) عوامل فيزيکي : اين عوامل موجب خرد شدن سنگ ها و تبديل آنها به قطعات کوچکتر مي شود و بدون آن که خواص شيميايي آنها تغيير کند، در حقيقت اين اولين مرحله تشکيل خاک به حساب مي آيد و عبارتست از :
1 – يخبندان
2 – گرم شدن غير يکنواخت
3 – فشار مکانيکي ريشه گياهان
4 – نيروي حاصل از رشد بلورهاي نمک
5 – انرژي حرکتي آب و باد در يخچال و نيروي ثقل

ب) عوامل شيميايي : در اثر اين عوامل جنس مواد و خواص شيميايي سنگ ها و کاني ها تغيير مي نمايد. بنابراين هر چه سنگ ها ريزتر باشند، هواديدگي شيميايي اتفاق مي افتد. در اثر اين پديده شيميايي ساختار اصلي کاني ها تغيير يافته و کاني هاي جديد حاصل مي شود، اين عوامل عبارتست از :
1 – حل شدن
2 – هيدروليز
3 – عمل اکسيداسيون و احياء
4 – هيدراسيون يا آبگيري
5 – کرباسيون يا کربناته شدن

ج) عوامل بيولوژيکي : فعاليت گياهان و جانورا و موجودات ذره بيني عامل مهم در تشکيل خاک مي باشد، اين عوامل عبارتست از :
1 – اثر گياهان
2 – اثر جانوران
3 – موجودات ميکروسکوپي

د) عامل زمان : زمان به تنهايي عامل مؤثر تشکيل خاک نيست ، بلکه در طول زمان عوامل مؤثر فيزيکي و شيميايي در تشکيل و تحول خاک اثر مي کنند.

پروفيل خاک : در نتيجه فعاليت هاي فيزيکي و شيميايي به تدريج در خاک لايه ها و طبقاتي تشکيل مي شود که از نظر جنس و رنگ و ضخامت با يکديگر متفاوتند، در اين صورت بين خاک جوان و جديد و خاک متکامل و رسيده از نظر ظاهري اختلاف ايجاد مي شود، به اين لايه ها در خاک شناسي Horizan مي گويند و مجموع افقها را نيم رخ خاک يا پروفيل خاک مي گويند.

افق O :
سطحي ترين لايه خاک بوده و معمولاً داراي بقاياي تجزيه شده و تجزيه نشده گياهان مي باشد.

افق A:
زير افق O وجود دارد و در صورت نبودن افق O در سطح خاک قرار مي گيرد و از نظر مواد غذايي و اکسيژن غني تر مي باشد.

افق B:
زير افق A وجود دارد و به طور معمول تجمع مواد شسته شده از طبقه A بوده و به اين علت افق ذخيره ناميده مي شود.

افق c :
زيرا افق B قرار دارد و معمولاً محتوي سنگ هايي که خاک از آنها تشکيل يافته، مي باشد.

افق R:
سنگ هاي پوسته زين که به آنها سنگ بستر نيز مي گويند  



  در اصطلاح عاميانه خاک به دو طبقه تقسيم مي شود :

الف) خاک و سطح الارض :
قسمتي از خاک سطحي را که بيشتر فعاليت هاي کشاورزي اعم از شخم و کوددهي و کاشت و بذر و .... در آن انجام مي شود. از نظر علمي اين بخش خاک مجموعه افق هاي A و B خاک مي باشد. هر چه ضخامت آن بيشتر باشد از نظر زراعي ارزش بيشتري دارد.

ب) خاک تحت الارض :
در زير خاک، سطح الارض قرار دارد و معمولاً متراکم و فشرده بوده است. در اين بخش به علت عدم اکسيژن و فشرده بودن خاک موجودات ذره بيني فعاليت چنداني ندارند و در اصطلاح علمي شامل افق c و بخش زيرين افق B مي باشد. همچنين از نظر زراعت ارزش خاصي ندارد.  



  عمق خاک هاي زراعي :

منظور از عمق خاک، ضخامت خاک سطح الارض مي باشد. هر چه ضخامت خاک سطح الارض بيشتر باشد خاک عميق تر و هر ه اين ضخامت کمتر باشد، خاک کم عمق تر خواهد بود. بديهي است خاک هاي زراعي بايد عميق باشند.  



  خصوصيات خاک هاي عميق :

1 – در خاک هاي عميق امکان جذب مواد غذايي و آب به دليل گسترش ريشه بيشتر مي باشد.
2 – در نتيجه افزياش جذب عناصر غذايي، رشد و نمو گياه بيشتر بوده و ميزان محصول افزايش مي يابد.  



  اجزاي تشکيل دهنده ي خاک :

الف) بخش جامد خاک :
1 – مواد معدني : شامل کاني هاي حاصل از تخريب و تجزيه سنگ ها بوده که به صورت اصلي يا تغيير شکل يافته، مي توان وجود داشته باشند. مواد معدني بخش جامد خاک شامل شن، سيلت و رس مي باشند.
2 – مواد آلي : جانداران ريز و درشتي که در خاک زندگي مي کنند، همگي در اثر فعاليت خود باعث بوجود آمدن مواد آلي در خاک مي شوند

ب) بخش خلل و فرج : فضاهاي خالي بين ذره ها، خلل و فرج خاک محسوب مي شود و هوا و آب مورد نياز گياهان را در خود جاي مي دهد. در خاکي که فضاي خالي يا خلل و فرج کم باشد گياهان قادر به رشد نخواهند بود.  

 

    

مراسم تحویل سال 1389 در اقامتگاه سفیر جمهوری اسلامی ایران _ داکار

دراین مراسم که حدود ۱۰۰نفر از ایرانیان مقیم کشور سنگال حضور داشتند بعد از خیرمقدم توسط سفیرمحترم جمهوری اسلامی ایران دانش آموزان مدرسه دو سرود را برای حضار اجرا نمودند .