مناره گراند مسجد در مرکز شهر داکار
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:
«امروز همه روی زمین زیر پر ماست،
بـر اوج فلک چون بپرم -از نظـر تــیز-
میبینم اگر ذرهای اندر ته دریاست
گر بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد
جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست.»
بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:
ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،
بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،
بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،
گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!
این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟!»

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید
گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»
در قاره آفريقا به دليل وجود كشورهاي متعدد شاهد تنوع زيادي در نظام هاي آموزشي مي باشيم. به طور مسلم اكثريت كشورهاي قاره آفريقا در زمره كشورهاي توسعه نيافته قرار گرفته و برخي در زمره كشورهاي درحال توسعه محسوب مي گردند. تبعات چنين وضعيتي در مجموع شرايطي را پديد مي آورد كه به جز در مواردي معدود، نظام هاي آموزشي اين قاره به دليل عدم برخورداري از امكانات و تجهيزات لازم، نيروي انساني متخصص و عدم سرمايه گذاري و پشتيباني هاي مالي لازم از كيفيت قابل توجهي برخوردار نباشد. با اين وجود كليه اين موارد مانع از اين نمي گردد كه جنبه هاي مثبت به صورت موردي وجود نداشته و يا در برخي نمونه هاي معدود نظام هاي موفق، تجارب قابل استفاده اي وجود نداشته باشد. ب ه طور كلي از نكات برجسته در مطالعات نظام هاي آموزشي قاره آسيا مي توان به اجراي طرح ها و برنامه هاي جهاني آموزش اشاره نمود كه در جهت رفع محروميت، افزايش پوشش تحصيلي، ارتقاي كيفيت آموزشي و... به اجرا در آمده است. طي تحقيقات به عمل آمده مشخص گرديده است كه مطالعه و بررسي راه بردهاي فوق تا حدود زيادي راه گشا و اثر بخش بوده است.
مقطع آموزش پايه :
براساس قوانين مصوب كشور بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و كليه شهروندان مؤظف اندكه پس از احراز شرايط لازم و قانوني از آموزش قانوني اين مقطع برخوردار گردند. دولت ها نيز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رايگان مبادرت نمايند.
مقطع آموزش پايه در بسياري از كشورهاي قاره آفريقا (50 درصد) تنها شامل مقطع آموزش ابتدايي مي گردد مانند (كشورهاي اتيوپي، چاد، كامرون، گينه) و اين درحالي است كه در برخي كشورها نيز (41 درصد) اين مقطع از دو مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه متشكل مي گردد. اين وضعيت در كشورهاي الجزاير، كنگو، تونس، نامبيا، نيجر و.... مشاهده مي گردد.
لازم به ذكر است برخي از كشورها( 9 درصد) اطلاعات مربوط به اين مقطع را گزارش نكرده اند. در ميان كشورهايي آفريقايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه به كشورهاي ري يونيون، سنت هلنا، گابن و... با 10 سال مقطع آموزش تعلق دارد.
كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي با حداقل دوره آموزشي 4 ساله مي باشد كه از آن جمله مي توان به كشورهاي سائوتومه و پرنسيپه اشاره نمود.
سن ورود به آموزش پيش دبستاني:
درميان كشورهاي آفريقايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن 2 سالگي (در كشورهاي ري يونيون ) و بيش ترين سن ورود به اين مقطع سن 6 سالگي است كه در كشور ناميبيا مشاهده مي گردد. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي در سنين 3 سال (38 درصد) و يا 4 سال (36 درصد) مي باشد. لازم به ذكر است مقطع آموزش پيش دبستانيي در اكثر نظام هاي آموزشي كشورهاي دنيا اجباري نيست.
مقطع آموزش ابتدايي :
پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن 5 سالگي (در كشورهاي، سنت هلنا، سيرالئون و موريتوس ديده شده و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشور ليبي به دليل طولاني بودن آن مقطع با 14 سال سن مشاهده مي شود. طولاني ترين مقطع ابتدايي با 9 سال طول مدت مقطع در كشورليبي پس از آن ها كشورملاوي و سودان با 8 سال مشاهده مي گردد. كوتاه ترين طول مقطع نيز4 سال بوده كه در كشورهايي مثل سائوتومه و پرنسيپه و آنگولا. مشاهده مي گردد.
مقطع آموزش متوسطه :
به طوركلي مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو مقطع اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد. در برخي از كشورهاي قاره آفريقا (12/5 درصد) نظام آموزشي تنها به دو مقطع مذكور تقسيم شده و از تفكيك بيشتري برخوردار نمي باشد. به عنوان مثال دركشور روآندا (دوره ابتدايي 7 سال و مقطع متوسطه6 سال)، كنيا (دوره ابتدايي 8 سال و مقطع متوسطه 4 سال ) و ليبي (دوره ابتدايي 9 سال و مقطع متوسطه 3 سال)، اما در اكثر كشورهاي اين قاره (87/5 درصد ) مقطع متوسطه خود از دو مقطع كوتاه تر تقسيم مي شود كه با عنوان دوره مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي گردد.
كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره افريقا در كشور هاي ليبي و سودان با طول مدت 3 سال مشاهده شده و طولاني ترين مقطع متوسطه 7 سال در كشورهاي گينه. موزامبيك، چاد و.... ديده مي شود. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه 5 سال است كه دركشور موزامبيك ديده شده و كوتاه ترين مقطع در كشورهايي لسوتو، ملاوي آفريقاي جنوبي و....مشاهده مي گردد.
هر روز صبح در آفریقا با طلوع خورشید آهویی از خوب بیدار می شود و برای زندگی کرد ن و امرار معاش در
صحرا می چرد . آهو می داند که باید از شیر سریعتر بدود تا گرسنه نماند .مهم نیست که تو شیر باشی یا آهو ....
مهم این است که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن
کنی .
فقط ... زلال باش ...زلال
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران زلال باشی آسمان در توست .
فهرست مندرجات[نهفتن] |
به آن دسته از آرایههای ادبی که از تناسب های آوایی و لفظی میان واژهها پدید میآید میگویند.
به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته میشود به گونهای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود.
|
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار |
|
دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود |
(واج آرایی با تکرار صامت /س/)
|
خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است |
|
باد خنك از جانب خوارزم وزان است |
(واج آرايي با تكرار صامتهاي /خ/ و /ز/)
اين دو حرف به زيبايي بيانگر خزان مي باشند.
قابل ذکر است که واج تکرار شونده میتواند صامت یا مصوت باشد. برای مثال:
|
خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل |
|
بازدارد پیاده را ز سبیل |
که همان طور که مشاهده می کنید تکرار مصوت کوتاه «اِ» در این مصراع تکامل بخش موسیقی درونی است.
|
خیال خال تو با خود به خواب خواهم برد |
|
که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز |
|
قيامت قامت و قامت قيامت |
|
قيامت مي كند اين قد و قامت |
|
بر او راست خم كرد و چپ كرد راست |
|
خروش از خم چرخ چاچي بخواست |
سجع در لغت به معنای آواز کبوتر است. در ادبیات هر گاه واژههای پایانی دو قرینه کلام در واج یا واج های آخر مشترک باشند آرایه سجع پدید میآید و آن دو جمله را مسجع میخوانند. معمولا هر قرینه از یک جمله تشکیل میشود. اما گاهی نیز یک قرینه از دو یا چند جمله کوتاه پدید آمده است. همچنین در اغلب نمونههای نثر مسجع واژههای پایانی دو جمله در بیش از یک حرف مشترکند و در واقع هم قافیه میباشند.
در گلستان سعدی نمونههای فراوانی از ارایه سجع به وضوح دیده میشود.
هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر میآید مفرح ذات
(سجع در بین حیات و ذات است)
هر گاه اجرای دو بخش از یک بیت یا عبارت، نظیر به نظیر، هم وزن و در حرف آخر مشترک باشند.
|
ای منور به تو نجوم جلال |
|
وی مقرر به تو رسوم کمال |
آرایه جناس را باید به دو نوع اصلی تقسیم کرد
هر گاه واژهای دو بار در یک بیت یا عبارت به کار رود و هر بار معنایی متفاوت از آن برداشت شود.
|
خرامان بشد سوی آب روان |
|
چنان چون شده باز یابد روان |
(روان در مصراع نخست به معنی جاری و درمصراع دوم به معنی جان و روح است)
هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلافی جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند. كه انواع آن جناس ناقص، جناس زايد، جناس مذيّل، جناس مركّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مكرّر هستند كه در مرور زمان به دليل تقسيم بندي زياد در حال كنار گذاشته شدن هستند.
کند (به کسر م ِ، به ضم م ُ)
که به آن جناس ناقص به حرکت یا جناس محرف نیز میگویند فتاده اهلِ مِنی در پی مُنی و آرزو (تفاوت کسره در کلمهٔ اولی با ضمه در کلمه دومی.)
هر گاه دو رکن جناس در یکی از حروف با هم اختلاف داشته باشند به آن جناس اختلافی یا جناس ناقص به حرف میگویند.. کمند/سمند..آزاد/آزار..زحمت/رحمت..
خاص و خلاص کام کامل
|
دل خلوت خاص دلبر آمد |
|
دلبر ز کرم به دل بر آمد |
هر گاه دو رکن جناس در تلفظ و خواندن با یکدیگر یکسان باشند اما در نوشتار با هم متفاوت باشند به آن جناس لفظی میگویند.. صبا/سبا..خوان/خان..حیاط/حیات..خیش/خویش...
بنات، نبات
به ان دسته از آرایههایی که بر پایه تناسب های معنایی واژهها شکل میگیرند آرایه معنوی گویند
آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در خارج از آن بیت یا عبارت نیز رابطهای آشنا و خاص میان آنها برقرار باشد
|
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند |
|
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری |
(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیدههای طبیعت هستند.)
هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود آرایه تضاد پدید میآید در نومیدی بسی امید است
هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقضنما شکل میگیردو معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته است
جامهاش شولای عریانی است
(عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه است و ضد عریانی)
هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطهای برقرار کنیم و مثلاً بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل میگیرد.
|
بهرام که گور میگرفتی همه عمر |
|
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت |
هر گاه دو یا چند جزء از کلام بدون توضیحی در پی هم بیایند (لف) و آن گاه توضیحات مربوط به هر یک در پی هم آورده شوند (نشر)آرایه لف و نشر شکل میگیرند.
|
افروختن و سوختن و جامه دریدن |
|
پروانه زمن، شمع زمن، گل زمن آموخت |
(پروانه از من سوختن را، شمع از من افروختن را و گل از من جامه دریدن را آموخت.)
هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.
|
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت |
|
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم |
(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)
هر گاه شاعر یا نویسندهای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده است.
|
چه خوش گفت فردوسی پاک زاد |
|
که رحمت برآن تربت پاک باد |
|
میازار موری که دانه کش است |
|
که جان داردو جان شیرین خوش است |
این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است.
هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیدهای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده میشود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونهای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.
|
بخواهد هم از تو پدر کین من |
|
چو بیند که خشت است بالین من |
(اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)
هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست مییابد.
|
تا چشم بشر نبیندت روی |
|
بنهفته به ابر چهر دلبند |
(شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده است.)
هر گاه شاعر یا نویسنده درسخن خود از «ضرب المثلی» استفاده کند و یا بخشی از سخن او آنقدر معروف باشد که به عنوان ضرب المثل به کار رود، آن بخش از کلام دارای آرایه مثل است.
|
بی گمان دیوار طبع پست خاکآلود ماست |
|
گر بود کوتاهتر دیواری از دیوار بود |
هر گاه برای تاًیید یا روشن شدن مطلبی (معمولاً پیچیده) آن را به موضوعی ساده تر تشبیه کنیم یا برای اثبات موضوعی نمونهای بیاوریم آرایه تمثیل را به کار گرفته اییم
|
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش |
|
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت |
(حافظ خطاب به زاهدان و واعظان میگوید که من اگر خوب یا بد هستم ربطی به شما ندارد و شما همان بهتر که مراقب اعمال خود باشید، همچنان که هر کسی هنگام درو آنچه را که خود کاشته است برداشت میکند. شاعر برای درستی گفته خود در مصراع نخست، در مصراع دوم موضوعی ساده را که درستی ان بر همه آشکار است به عنوان نمونهای برای ان ذکر میکند.)
هر گاه واژه یا ترکیبی که دارای دو معنی است به گونهای در کلام به کار رود که هر دو معنا از ان قابل برداشت باشد آرایه ایهام شکل میگیرد.گاهی منظور اصلی تنها یکی از ان دو معنا است و گاهی هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.
|
غرق خون بود و نمیمرد ز حسرت فرهاد |
|
گفتم افسانه شیرین و به خوابش کردم |
شیرین: زیبا و دلنشین، معشوقه فرهاد
ای دمت عیسی دم از دوری مزن من غلام آن که دوراندیش نیست(دوراندیش:عاقبت نگر/آنکه به دوری وجدایی بیندیشد.)
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد در این نمونه از واژه هوا تنها یک معنا برداشت میشود که آن هم آرزو است.
در تشبیه دو مورد پر پایه اشتراکی که در صفتی دارند به هم مانند میشوند مورد اصلی را مشبه و موردی که مشبه به ان تشبیه میشود مشبه به می نامند.صفت مشترک میان مشبه و مشبه به دلیل شباهت یا وجه شبه نامیده میشود.یا گاهی از واژههای از قبیل «مثل»،«مانند»...استفاده میشود.که به آنها ادات تشبیه گویند.
به کار رفتن واژهای به جای واژه دیگر مجاز نام دارد.هیچ گاه چنین امری ممکن نیست مگرآنکه میان آن دو واژه در خارج از کلام رابطهای بر قرار باشد.
آن قدر گرسنه ام که میتوانم تمام ظرف را بخورم. رابطهای میان دو واژهای ظرف و غذا در این عبارت است.
هر گاه واژهای به دلیل شباهتی که با واژه دیگر دارد به جای آن به کار رود استعاره پدید میآید.(همچنین بیان امری نا شناخته بر حسب امر شناخته شده.)
بر کشتههای ما جز باران رحمت خود مبار.(کشتهها به کسر«ک»)
در این عبارت رحمت خدا به باران مانند شده است.روشن است که در این عبارت،منظور از کشتهها معنایی لفظی آن نیست بلکه مقصود اعمال بندگان است.
جملات و عباراتی که منظور نویسنده یا گوینده از بیان آنها،چیزی غیر از معنای ظاهری و لفظی آن عبارات یا جملات است.که به آنها کنایه گوییم.
آب از دستهایش نمی چکد.
معنایی لفظی:نمی گذارد قطرهای آب از دستهاییش به روی زمین بچکد. معنایی کنایی:هیچ چیزی از او به دیگران نمیرسد،خیلی خسیس است.
هر گاه با نسبت دادن عمل،حالت یا صفتی انسانی به یک غیر انسان،به آن جلوه انسانی ببخشیم،آدم نمایی شکل میگیرد.
طعنه بر طوفان مزن،ایراد بر دریا مگیر بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد
دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است و طبیعتاً بوسه گرفتن موج،بوسه دادن ساحل را به همراه دارد.پس در مصراع دوم به ساحل و موج حالت و رفتاری انسانی نسبت داده شده است.
هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است.به چیزی نسبت دهیم که با ان حس قابل احساس نباشد،آرایه حس آمیزی آفریده میشود که در زبان روزمره نیز کم کاربرد نیست.
مزه پیروزی را چشید.
در این عبارت «مزه» که مربوط به حس چشایی است به پیروزی نسبت داده شده است.اما پیروزی با حس چشایی قابل احساس نیست.
قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده میشود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراعهای زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. از همین روست که در دیوانهای شاعران قصیده سرا به قصیدههای کمتر از بیست بیت یا متجاوز از ۱۷۰ یا ۲۰۰ بیت بر میخوریم. قصیده میتواند بر وزنهای گوناگونی باشد.[۱]
از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه میگویند و نه قصیده. [۲] در ادبیات ترکی قصیده متکاملتر از نوع خود در ادبیات فارسی است و طنطنه وشکوه آن بیشتر . همچنین در ترکی، آلایش مدح تملق وچابلوسی که خوی برخی از شعرا مانند عنصری، فرخی، امیر معزی، قاآنی شیرازی و... بوده است، به چشم نمی خورد وسر تاپای قصاید ترکی صدای توحید، وذکر فضائل رسول اکرم(ص)و ائمه(ع)و اولیاءالله و مضامین والای الاهی وانسانی است. چناکه در تقسیم بندی نوع قصیده در ترکی به عنوان (مدیحه) برخورد نمی کنیم(از جم دپلچین صفحه 122). و اصولاً خوی مسلمانان با مدح وتملق وچابلوسی بیگانه بوده است .(نقدالشعر ص 37)
تحولات
قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که میتوان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:
الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغههای شاعرانه پرداخته میشده است.
ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.
ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.
د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوهی او به وسیلهی عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.
ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.
و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعهی کتابخوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملکالشعرا بهار سراغ گرفت.
قوانین و اصطلاحات
قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده میشود. به چند بیت ابتدایی قصیده تشبیب، نسیب و یا تغزل گفته میشود که همان نقش مقدمه را ایفا میکند. تخلص به حلقه واسطه میان تغزل و مدح یا تنه اصلی شعر گفته میشود. ابیات پایانی قصیده نیز معمولا به ثنا و دعا اختصاص دارند. به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع میشود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع های زوج هم قافیه میگردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند. [۴]
قصیدهسرایان بزرگ فارسی
1. ↑ همایی، استاد جلالالدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴
2. ↑ همایی، استاد جلالالدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوّم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴
3. ↑ آرایههای ادبی(قالب های شعر، بیان و بدیع). (ISBN 964-05-0036-4)
4. ↑ آرایههای ادبی(قالب های شعر، بیان و بدیع). (ISBN 964-05-0036-4)
روش بحث گروهي |
|
روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص که موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث است. اين روش براي کلاسهايي قابل اجراست که جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است که به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان کنند. |
چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس کرد؟ |
|
1- موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد. |
در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد؟ |
|
1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص |
مراحل اجراي روش بحث گروهي |
|
1- انتخاب موضوع : |
مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي |
|
1- وظايف معلم در روش بحث گروهي |
2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي |
|
معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود. |
محاسن و محدوديتهاي روش بحث گروهي |
|
1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يکديگر (دانش آموزان) |
ب) محدوديتها |
|
1- اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
خاک : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کاني هاي سازده پوسته زمين : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کاني : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کاني هاي خاک از نظر ترکيب شيميايي به دو دسته بزرگ تقسيم مي شوند : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
الف) کاني هاي غيررسي : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عوامل مؤثر در تشکيل خاک :
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
الف) عوامل فيزيکي : اين عوامل موجب خرد شدن سنگ ها و تبديل آنها به قطعات کوچکتر مي شود و بدون آن که خواص شيميايي آنها تغيير کند، در حقيقت اين اولين مرحله تشکيل خاک به حساب مي آيد و عبارتست از : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در اصطلاح عاميانه خاک به دو طبقه تقسيم مي شود : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
الف) خاک و سطح الارض : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عمق خاک هاي زراعي : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منظور از عمق خاک، ضخامت خاک سطح الارض مي باشد. هر چه ضخامت خاک سطح الارض بيشتر باشد خاک عميق تر و هر ه اين ضخامت کمتر باشد، خاک کم عمق تر خواهد بود. بديهي است خاک هاي زراعي بايد عميق باشند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خصوصيات خاک هاي عميق : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1 – در خاک هاي عميق امکان جذب مواد غذايي و آب به دليل گسترش ريشه بيشتر مي باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اجزاي تشکيل دهنده ي خاک : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
الف) بخش جامد خاک : | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||


دراین مراسم که حدود ۱۰۰نفر از ایرانیان مقیم کشور سنگال حضور داشتند بعد از خیرمقدم توسط سفیرمحترم جمهوری اسلامی ایران دانش آموزان مدرسه دو سرود را برای حضار اجرا نمودند . 